تبليغاتX
ابوالفضل عابدینی
برای برقراری حقوق بشر و دمکراسی در سرزمینم
مسئولان کشورو نهاد های بین الملل

این بار تنها نام خلیج همیشه فارس در خطر نیست
خود خلیج فارس مورد تهاجم قرار گرفته است


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مهر 1385ساعت 18:20  توسط ابوالفضل عابدینی  | 

بدان ای اسکندر پس از مرگ من

پس از ریزش آخرین برگ من

 

توانی گشایی در پارس را

نهی بر سرت افسر پارس را

 

به تخت جم و کاخ شاهنشهان

قدم چون نهی با دگر همرهان

 

مبادا شوی غره از خویشن

که ایران بسی پرورد همچو من

 

 

                                     آریوبرزن که بود؟

 

ariobarzanآریوبرزنيكي از سرداران بزرگ تاريخ ايران است كه در برابر يورش اسكندر مقدوني به ايران زمين ، دليرانه از سرزمين خود پاسداري كرد و در اين راه جان باخت و حماسه ی «در بند پارس» را از خود در تاريخ به يادگار گذاشت . برخی او را از اجداد لرها يا كردها می دانند.

«اسكندر مقدوني » در سال 331 پيش از ميلاد پس از پيروزي در سومين جنگ خود با ايرانيان ( جنگ آربل Arbel يا گوگامل Gaugamele ) و شكست پاياني ايران ، بر بابل و شوش و استخر چيرگي يافت و براي دست يافتن به پارسه ، پايتخت ايران روانه اين شهر گرديد . اسكندر براي فتح پارسه سپاهيان خود را به دو پاره بخش كرد :بخشي به فرماندهي (پارمن يونوس) از راه جلگه (رامهرمز وبهبهان)به سوي پارسه روان شد وخود اسكندر با سپاهان سبك اسلحه راه كوهستان (كوه كهكيلويه)رادر پيش گرفت ودر تنگه هاي در بند پارس(برخی آنرا تنگ تك آب وگروهی آنرا تنگ آری کنونی می دانند) با مقاومت ايرانيان روبرو گرديد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مهر 1385ساعت 20:58  توسط ابوالفضل عابدینی  | 


در نوشته اسرا (Esra) که بخشی از کتاب تورات ميباشد ذکر شده است که شاهان هخامنشی عقايد مذهبی مردم کشورهای تحت سلطه خود را محترم می شمردند و روش سازشگرايی با مذاهب غير ايرانی داشتند. به همين روايت معبد يهوديان در اروشليم به دستور هخامنشيان ساخته شده است.

اما بطور يقين اين سازشگری با اديان ديگر را نميشود با لغت "قبول کردن و يا تحمل کردن عقايد ديگران" „tolerance“ توضيح داد. چرا که اين واژه در اروپا بعد از دوره روشنگری مرسوم گرديد (قرن 18). مدارک کامل و تسلسلی تاريخی در مورد سياست مذهبی هخامنشيان وجود ندارند که با استناد بر آنها بشود يک تصوير روشنی از اين سياست ارائه داد.

برای مشاهده کامل بروی ادامه مطلب کلیک کنید:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مهر 1385ساعت 11:18  توسط ابوالفضل عابدینی  | 

قابل توجه اندامان حزب پان ایرانیست:

 

بزودی سایت آژیر(www.azhir.com) توسط پایگاه آریوبرزن حزب پان ایرانیست خوزستان راه اندازی می گردد . از تمامی سروارانی که می توانند ما را در راه یاری کنند در خواست می کنیم که هر گونه عکس٬ مقاله ٬نوار و ... غیره را که در ارتباط با سرور دکتر محمد رضا عاملی تهرانی باشد برای ما ارسال نماید.

azhir_site@yahoo.com

پاینده ایران

 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم مهر 1385ساعت 19:58  توسط ابوالفضل عابدینی  | 

بيانيه ي تحليلي شماره 1:

 

به نام خداوند جان و خرد

پاينده ايران

 

ما هستي را در خود مي يابيم و خود را در هستي

 

هستي اصول و بنيان هايي دارد كه پديدآورنده ي "نظام هستي" مي باشد. در اين نظام عنصر اصلي و بنيادين جهان بشري "ملت ها" هستند كه در واقع "زنجيره ايست از نسل هاي گذشته، حال و آينده در بستر تاريخ در نياخاك"

تك تك افراد اين نسل ها مالكيت مشاع بر جزء جزء نياخاك ـ اعم از بعد مادي و بعد معنوي ـ دارند كه در واقع اين امر پايه گذار اصل "حاكميت ملت" مي باشد. حاكميتي كه در آن ملت عنصر بنيادين بوده و با تكيه بر فرع، اين اصل، منكوب، سركوب و خدشه دار نشده و ظلم و ستم بر بخشي از جامعه به هر عنوان وارد نمي آيد. بنابراين مي بايست كه عنوان داريم بزرگ ترين حق ملت ايران كه همانا حاكميت ملي است؛ با اعمال "حاكميت فرقه اي" نقض شده و ملت ايران از مواهب حاكميت ملي بي بهره مانده است و بدنه ي عظيمي از جامعه ي ايران دچار تضييقاتي شده كه اين امر نسل هاي آينده را نيز تهديد مي كند. لذا اين بيداد مي بايست برطرف شده و نظام اجتماعي با جهت گيري عادلانه برپاگردد. عقل و آزادي دو عنصر بنيادين اين نظام اجتماعي هستند كه محقق سازنده ي "عدالت" در گستره ي اجتماعي مي باشند. با توجه به اين گفته هاست كه:

 

برای مشاهده ی کامل بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم مهر 1385ساعت 19:46  توسط ابوالفضل عابدینی  | 

مهرداد آذري

موقعيت سوقالجيشي ايران و منابع ثروت آن از دو قرن پيش بدين سواستعمارگران شرق و غرب را متوجه اين سرزمين نموده و بسياري از گرفتاريها و بدبختيهاي ما، حاصل توطئهها و مداخلات بيگانگان براي سلطه بر اين سرزمين و غارت ثروت و منابع بوده است.

در طول قرن نوزدهم ميلادي ايران صحنة‌ رقابت و تاخت و تاز سه قدرت بزرگ استعماري عصر يعني روس و انگليس و عثماني بود، تا اينكه در اوائل قرن بيستم روس و انگليس براي تقسيم منافع خود در ايران به توافق رسيدند و قرارداد معروف 1907 را كه به قول سرپرسيسايكس ـ مورخ بريتانيايي ـ نوعي « تسويه حساب بين بريتانيا و روسيه در آسيا » بود به امضا رساندند. سر پرسي سايكس در كتاب خود به نام «تاريخ ايران» كه موجب شهرت او در انگستان شد، قسمتهائي از اين قرارداد را كه مربوط به ايران است به شرح زير نقل كرده است

برای مشاهدی کامل برروی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هشتم مهر 1385ساعت 15:57  توسط ابوالفضل عابدینی  | 

به نام خداوند جان و خرد

پاينده ايران

دولت نژادپرست تركيه باز هم جنايت مي كند

ملت شريف ايران

در خبرها آمده است كه دولت نژادپرست و ضد ايراني تركيه پنجاه شهردار مناطق اشغالي كردنشين را به اتهام كرد بودن و آزاده بودن به محاكمه كشانده است.

حزب پان ايرانيست با محكوم كردن اين گونه اقدامات همة آزادگان جهان را به كوششي هماهنگ براي رهايي دلاوران كرد، اين ايرانيان پاك سرشت فرا مي خواند و ننگ و نفرين ابدي و شكست را سرنوشت محتوم همة زورگويان، نژادپرستان و اشغالگران آزادي كش مي داند.

پاينده ايران حزب پان ايرانيست

چهارم شهريور ماه 1385

+ نوشته شده در  شنبه هشتم مهر 1385ساعت 14:24  توسط ابوالفضل عابدینی  | 

 

هان ای چاقوی کند کهنسال ،

زیر باران این همه پر،

تا کی رد گلوی آن همه پرنده را پنهان خواهی کرد؟

تو که نمی توانی کبوتران بازمانده از آن حماسه را

دست آموز دانه و دلهره کنی.

نمی توانی.

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم مهر 1385ساعت 20:35  توسط ابوالفضل عابدینی  | 

منشور کوروش بزرگ با ترجمه به زبان های
 فارسی , انگليسی , فرانسوی , آلمانی , اسپانيایی , ايتاليایی , روسی  :  

منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه چهار گوشه جهان.
پسر کمبوجيه، شاه بزرگ، شاه انشان ،نوه کوروش، شاه بزرگ، ...، نبيره چيش پيش، شاه بزرگ ، شاه انشان ... از دودماني که هميشه شاه بوده اند و فراماروائي اش را « ِ‌بل »و « نبو » گرامي مي دارند و [از طيب خاطر، و]با دل خوش پادشاهي او را خواهانند .
آنگاه که بدون جنگ و پيکار وارد بابل شدم، همه مردم مقدم مرا با شادماني پذيرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهرياري نشستم . مردوک خداي بزرگ دل هاي مردم بابل را به سوي من گردانيد، ...، زيرا من او را ارجمند و گرامي داشتم . او بر من ، کوروش که ستايشگر او هستم و بر کمبوجيه پسرم ، و همچنين بر کَس و کار [و ، ايل و تبار]، و همه سپاهيان من ، برکت و مهرباني ارزاني داشت . ما همگي شادمانه و در صلح و آشتي مقام بلندش را ستوديم . به فرمان « مردوک » ، همه شاهان بر اورنگ پادشاهي نشسته اند . همه پادشاهان از درياي بالا تا درياي پائين [مديترانه تا خليج فارس ؟] ، همه مردم سرزمين هاي دوردست ، از چهارگوشه جهان ، همه پادشاهان « آموري » و همه چادرنشينان مرا خراج گذاردند و در بابل روي پاهايم افتادند [ پا هايم را بوسيدند] . از... ، تا آشور و شوش من شهرهاي « آگاده » ، اشنونا ، زمبان ، متورنو ، دير ، سرزمين گوتيان و همچنين شهرهاي آنسوي دجله که ويران شده بود ــ از نو ساختم . فرمان دادم تمام نيايشگاه هايي را که بسته شده بود، بگشايند. همه خدايان اين نيايشگاه ها را به جاهاي خود بازگرداندم . همه مردماني را که پراکنده و آواره شده بودند، به جايگاههاي خود برگرداندم و خانه هاي ويران آنان را آباد کردم . همچنين پيکره خدايان سومر و اکد را که « نبونيد » ، بدون هراس از خداي بزرگ، به بابل آورده بود، به خشنودي مردوک «خداي بزرگ» و به شادي و خرمي به نيايشگاه هاي خودشان بازگرداندم. باشد که دل ها شاد گردد ...
بشود که خداياني که آنان را به جايگاههاي نخستين شان بازگرداندم،... [ قبل از « بل » و « نبو »] هر روز در پيشگاه خداي بزرگ برايم خواستار زندگي بلند باشند ، چه بسا سخنان پُربرکت و نيکخواهانه برايم بيابند ، و به خداي من « مردوک » بگويند: کوروش شاه ،پادشاهي است که تو را گرامي مي دارد و پسرش کمبوجيه [نيز]...

برای مشاهده ی کامل بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه یکم مهر 1385ساعت 20:19  توسط ابوالفضل عابدینی  |