تبليغاتX
ابوالفضل عابدینی
برای برقراری حقوق بشر و دمکراسی در سرزمینم

www.manoochehryazdi.blogfa.com

منوچهر يزدي، به سال 1318 در شهرستان قوچان به دنيا آمد، ديپلم را در مشهد گرفت و براي ادامه ي تحصيل رهسپار تهران شد تا در «دانشسراي عالي تهران» تاريخ بخواند.
پس از پايان دانشسراي عالي به سال 1342 به خدمت آموزش و پرورش يزد در مي آيد و در کنار کارهاي فرهنگي و آموزشِ فرزندان ايران در دبيرستان ها، به کارهاي اجتماعي و سياسي نيز روي مي آورد و به اموري چون؛ سردبيري روزنامه ي طوفان، سرپرستي و مربي پيش آهنگي، معاونت انجمن حمايت از زندانيان، رياست فدراسيون دو ميداني، رياست انجمن دبيران علوم اجتماعي، رياست اداره تربيت معلم يزد و دبير مسئول حزب پان ايرانيست در استان يزد و نگارش کتاب هايي چون «نام هاي مرواريد کوير»، «اين جا يزد است»، «آب وسازمان آب در يزد» و ... مي پردازد.
استاد منوچهر يزدي در انتخابات دوره ي بيست و چهارم مجلس شوراي ملي به نمايندگي مردم اردکان يزد به مجلس راه مي يابد و در کميسيون برنامه و بودجه به همراه ساير پان ايرانيست ها، فراکسيون اقليت را در مجلس شوراي ملي ايجاد مي کنند.
پس از انقلاب 57، کميسيون پاک سازي در وزارت آموزش و پرورش برخلاف تصميم شوراي انقلاب، منوچهر يزدي را به خاطر خدمات ارزنده ي اجتماعي و سياسي ايشان به کشور، مشمول ادامه خدمت مي داند و با ارائه حکم، ايشان را بازنشسته مي کند.
از آن زمان تاکنون منوچهر يزدي با آموزش، پژوهش و نوشتن در امور اجتماعي و تاريخي روزگار سپري مي کند.

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 13:0  توسط ابوالفضل عابدینی  | 

 منوچهر يزدي

بايد «آزادي» را از زيردست و پاي اين بازيگران بيرون كشيد...!!

ريچارد فالك ـ رمزي كلارك ـ كاتم رهبران روشنفكران ملي ـ مذهبي بودند...!!

رمزي كلارك در پاريس با چه كساني ديدار كرد...؟!

تاريخ برآيند گذشته و حال و رفيق شفيق سياست است، اما هر رويداد سياسي ـ تاريخي نيست، آن چه كه ما ماه هاست بدان پرداخته ايم يعني كالبدشكافي جريان روشنفكري مذهبي و لنيني دوران محمدرضا شاه، يك كار سياسي است براي روشن كردن افق آيندة تاريخ ايران...

تلاش اين است كه تاريخ نويسان عصر انقلاب را از رؤياي مكتبي و ايدئولوژي انديشيدن بيدار كنيم و جامعه را نيز از بيماري آلزايمر تاريخي رهايي بخشيم.

در دهه هاي 1340 و 50 بازيگران عرصة سياست از نقطة كوري حركت كردند و به ظلمتكده رسيدند و دريغا كه جامعه اي را با خود به ناكجا آباد بردند و امروز تلاش مي كنند كه گرد و خاك فراموشي بر اعمال و سكنات خود بپاشند... ولي ما بر آنيم كه غبار زدايي كنيم و بويژه چهره هايي را كه علاوه بر گرد و خاك زير ريش و پشم پنهان كرده اند معرفي كنيم.

كالبدشكافي نهضت آزادي از آن جمله گردگيري هايي است كه قدري به درازا كشيده شده ولي چه مي توان كرد... بايد «آزادي» را از زير دست و پاي اين بازيگران وابسته و نيرنگ باز و رياكار بيرون كشيد، كاري است دشوار ولي زحمتش به شفاف سازي فضاي سياسي ايران مي ارزد. خردمندي گفته است: «زندگي كوتاه است ولي حقيقت دورتر مي رود و بيشتر عمر مي كند...» و من در آن بيم هستم كه در اين عمر كوتاه، حقيقت را دريابم و به گذشته از رو به رو نگاه كنم.

برای مشاهده کامل بر روی ادامه کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 19:30  توسط ابوالفضل عابدینی  |