|
|
|
|
|
تاریخ احزاب در ایران همیشه با نام مردان رقم خورده است و رهبر یا مسئول حزب نیز از بین جامعه مردان برگزیده شده است ، ولی شورای عالی رهبری حزب پان ایرانیست این طلسم را شکست و بانو زهرا صفار پور را به سمت دبیر کلی بر گزید . بانو صفار پور همسر شادروان مهدی صفار پوریکی از صاحب منصبان فرهنگی و معاون وزارت آموزش و پرورش در قبل از انقلاب و از مبارزان دیر گام حزب پان ایرانیست بود که پس از انقلاب ، ماهها در بند انقلابیون ، رنج زندان اوین را بر خود هموار کرد و از آرمان پان ایرانیسم دوری نگزید . بانو صفار پور در مکتب همسرش در س میهن پرستی و وفاداری به پان ایرانیسم را آموخت و با این سرمایه پر بار در کلاسهای درس آئین عشق ورزی به ایران و ایرانی را به دانش آموزان تدریس میکرد و سی سال در نظام آموزشی کشور خدمت نمود . . بانو صفار پور هنوز بار مرگ جانگداز همسر ش را بر زمین نگذارده بود که پرواز نا بهنگام فرزند برومند و تحصیلکرده اش " آرش " رنج این بانوی فرهیخته را دو چندان کرد ... اما گرد بادهای پی در پی ، در عزم آهنین این دخت ایران زمین کمترین خللی وارد نیاورد و او همچنان استوار قامت و راست اندیش بر سر پیمان خود با آرمان پان ایرانیسم باق ماند و در جایگاه عضویت شورای عالی رهبری حزب پان ایرانیست ، رسالت خود را به نحو احسن ایفا کرد . شورایعالی رهبری حزب پان ایرانیست با انتخاب این بانوی شکست نا پذیر به سمت دبیر کلی ، برسنت شایسته سالاری و حرمت به زنان مبارز ، برای نیل به اهداف بزرگ خود گام ارزنده ای را برداشت و برای اولین بار در تاریخ احزاب کشور یک زن را به مقام دبیر کلی حزب بر گزید .
با سپاس فراوان از سرور منوچهر یزدی |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 16:26 توسط ابوالفضل عابدینی
|
|
||
|
|
|
|
|
به نام خداوند جان وخرد پاینده ایران طی روزهای گذشته نامه ای با حدود هزار امضا در خبر گزاریها منتشر شد که از زندانیان سیاسی کرد که در اعتصاب غذا (!؟) هستند خواسته شده بود به اعتصاب خود پایان دهند . با توجه به این که در پایان این نامه اسامی عده ای از فعالان سیاسی و مدنی نیز به عنوان تایید کنندگان این نامه نیز ذکر شده بود که نام من هم در بین آنها آمده بود .بدین وسیله این موضوع را به شدت تکذیب می کنم و اعلام می کنم که هر گز با انتشار اینگونه اخبار کذب و جو سازیهای دروغین موافق نیستم و اعتقاد دارم فعالیت های حقوق بشری باید بدور از هر گونه نگرش های سیاسی انجام بپذیرد و نه ابزاری در دست گروهها و جریانات سیاسی . می بایست اطلاع رسانی به صورت سالم- منطقی واصولی صورت گیرد.متاسفانه در چند ماهه اخیر بسیاری از عناصر تجزیه طلب با عنوان فعالان حقوق بشری در رسانه های گوناگون از آنها با نام هویت طلب یاد می شود که در این خصوص نیز دیدگاه خود را در چند روز آینده منتشر خواهم کرد با سپاس ابوالفضل عابدینی نصر اهواز ۱۵ مهرماه ۱۳۸۷ خورشیدی |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 22:1 توسط ابوالفضل عابدینی
|
|
||
|
|
|
|
|
به نام خداوند جان و خرد پاینده ایران هم میهنان گرامی حزب پان ایرانیست با حدود شش دهه کوشش های سیاسی در پهنه ی اجتماعی کشور و تلاش در جهت سر بلندی و اتحاد سرزمینهای ایرانی و استقرار حاکمیت ملت و گردش آزاد و دموکراتیک قدرت برآن بود که در روز جمعه دوازدهم مهر ماه هشتاد و هفت کنگره ی دهم خود را - که در سال هشتاد و چهار نیز به علت هجوم نیروهای انتظامی و امنیتی موفق به انجام آن نشد - برگزار نماید،که خود آزمایشی دوباره برای سنجش میزان پایبندی حاکمیت به آزادیهای مدنی بود.پس از اعلام اولیه ی موضوع در روز پانزدهم شهریور(روز بنیاد مکتب پان ایرانیسم )،نیروهای اطلاعاتی و امنیتی در اولین واکنش ،بانو زهراغلامی پورعضو شورای عالی رهبری را به صورت تلفنی توسط سرهنگی با نام رضایی که خود را سرهنگ اما کن معرفی می نمود مورد تهدید قرار دادند. سپس سروران قدرت اله جعفری ، دکتر سهراب اعظم زنگنه ، منوچهر یزدی و مهندس سید رضا کرمانی ازاعضای شورای عالی رهبری به اداره ی پیگیری وزارت اطلاعات در تهران و اداره ی کل حراست غرب استان تهران در کرج(مهندس سید رضا کرمانی) دعوت و آقایان رحمانی ، جوادی و ولایتی از کارشناسان وزارت اطلاعات با ابلاغ تهدید های جدی دستگاه ،از پیامدهای سخت و ناگواری برای اعضای حزب در نقاط مختلف ایران خبر دادند. نامبردگان در پاسخ به اعضای شورا در ارتباط با علت برخوردها و رفتار قهر آمیز توضیح قانع کننده ای ندادند و بر خلاف اصول مصرح در قانون اساسی وعدل و انصاف بر منطق زور تکیه زدند. پیرو این مذاکرات ،شورای عالی رهبری حزب در جلسه ای که بدین منظور تشکیل داد تصمیم گرفت با پافشاری بر حقوق اساسی خود و پیگیری موضوع جهت روشن شدن دلایل امر، کنگره ی حزبی را در موعدی دیگر برگزار نماید. امید داریم کنگره ی حزب پان ایرانیست در شرایط عادی و بدون ممانعت های غیر قانونی تشکیل و طنین آزادی و دموکراسی در کشور دگر باره شنیده شود بدیهی است در هر شرایطی نبرد اندامان حزب پان ایرانیست در راه اعتلا و عظمت ملت ایران دنبال خواهد شد.
شورای عالی رهبری حزب پان ایرانیست 9/7/1387 |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 15:14 توسط ابوالفضل عابدینی
|
|
||
|
|
|
|
|
نوشته ی: منوچهر یزدی کنگره حزب پان ایرانیست خلاف قانون اساسی نیست خلاف قوانین شهروندی نیست خلاف مصالح عالیه کشور نیست اقدام زیر زمینی و بر انداز نیست
پس چرا اجازه نمیدهید ما بر سر آرمان مان باشیم وبا اندیشه های پاک ایرانی ، ازاستقلال و تمامیت ارضی و فرهنگ اهورایی ایران دفاع کنیم ؟ چرا اجازه نمیدهید با بر گزاری کنگره که یک امر داخلی حزب میباشد به اصلاح و ارتقاء درونی بپردازیم؟ چرا گمان میکنید فقط عناصر خودی حاکمیت ، کلید حل معماهای موجود کشوررا در دست دارند ، شما که تجربه شکست تئوری خودی و غیر خودی را دارید ؟ چرا حزبی که تنها دل در گروی ملت ایران داشته و از هرگونه وابستگی به سیاست های بیگانه که در راستای منافع ایران نیست بشدت اهتراز دارد ، از رسیدگی به امور داخلی خود منع میگردد ؟
حزب پان ایرانیست چه در دوران دفاع مقدس و چه بهنگام دفاع از تمامیت ارضی ایران در زمینه بحرین – جزایر سه گانه ایران در خلیج فارس - دریای مازندران - دفاع از حقوق پایمال شده برادران افغانستانی و شیعیان عراق و لبنان و .... - دفاع از حقوق اساسی و مدنی کردها و سایر تیره های ایرانی - پاسداری از حقوق حقه ایران در توسعه فن آوری های نوین مانند علوم و فنون هسته ای و پاسداری از تمدن و فرهنگ ایران بزرگ ، از هرگونه تلاشی سر باز نزده وحتی از تهمت مزدوری حکومت های پهلوی و جمهوری اسلامی هراسی به دل راه نداده است . اینک حزب پان ایرانیست فقط در شرایط مناسب و در یک محیط آزاد میتواند به تجزیه و تحلیل عملکرد مسئولین خود بپردازد و فضای سیاسی اش را در برابر عواملی که به ظن مقامات امنیتی نگاه شان به بیرون از مرز هاست پاک سازی نماید .
حداقل مسئولین می دانند که ممانعت مقامات انتظامی و امنیتی خلاف اصول 26 و 27 قانون اساسی است و نیز شما بخوبی آگاهید که برابر ماده2 دستور العمل تفویض اختیارات وزارت کشور به استانداران در خصوص صدور مجوز برگزاری تجمعات محدود در مکان های سر پوشیده نیازی به اخذ مجوز نیست و تنها یک اعلام 48 ساعته به استانداری کافی میباشد.
پس چه عامل و یا عواملی سبب شده است که فشار ها بر این حزب 62 ساله افزایش یابد و راه بر حرکت اصولی و قانونی آن مسدود گردد ؟ من امیدوارم مقامات مسئول شرایط فعلی میهن مان را دریابند و راه تمکین از حقوق حقه جامعه ایرانی بر اساس قانون اساسی کنونی و حقوق بشر را بر فشارهای بی انگیزه ترجیح دهند . |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 21:45 توسط ابوالفضل عابدینی
|
|
||
|
|
|
|
|
سالروز دفاع مقدس ملت ایران گرامی باد پاینده ایران ملت ایران 30 سال پیش در چنین روزهایی وارد نبردی سهمناک و جنگی فرسایشی گردید که از سوی استعمار جهانی با دستیاری اعراب به او تحمیل شده بود.بی شک این جنگ استعماری در راستای از بین بردن باقی مانده نیروی نظامی و اقتصادی ایران از سوی نیروهای ضد ایرانی برنامه ریزی شده بود. پان ایرانیست ها انقلاب سال 1357 و جنگ تحمیلی را در چارچوب از بین بردن توان ملت ایران به منظور زمینه سازی برای فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، تحلیل و بررسی می کنند.از دید پان ایرانیست ها حکومت پادشاهی دارای اشکالات و ناتوانی های بسیاری بود. در زمان محمدرضا شاه بسیاری از عناصر فراماسون و وابسته به غرب در سطوح بالای حکومت ایران رخنه کرده بودند که آشکارا نیرومندی و توان ایران را خواستار نبودند.از آن جمله می توان به حضور عناصر فراماسون و وابسته به انگلستان در پست های حساس نخست وزیری و وزارت اشاره کرد.مهندس جعفر شریف امامی(استاد اعظم فرماسونری)،امیر عباس هویدا،جمشید آموزگار،ارتشبد ازهاری،علی سهیلی،محمد ساعد،مهندس ریاضی(رئیس مجلس شورای ملی)،ارتشبد قره نی،ارتشبد قره باغی،سرهنگ فضل الله مقدم (واپسین رئیس ساواک) و... از عناصر فراماسون وابسته به لژهای انگستان می بودند که برخی از آن ها حتی زمینه را برای سرنگونی رژیم شاه مهیا نمودند.همه عوامل ضعف و فساد سیستم سیاسی در آن دوره و دسیسه های بیگانه از سوی دیگر تحمل چنان رژیمی را برای هر نیروی میهن پرست و مخلص دشوار می ساخت. سرور محسن پزشکپور از سیستم موجود در کشور در آن دوره به حکومت توتالیتر- بورکرات تعبیر می کرد. (سخنرانی در مجلس شورای ملی-دوره 24) با این همه از دید پان ایرانیست ها حکومت پادشاهی حکومتی قابل اصلاح و قانون اساسی ایران ظرفیت حرکت آرام آرام به سمت توسعه سیاسی و دموکراتیک دارا بود.از این منظر حزب پان ایرانیست تا حد زیادی با سرنگونی رژیم شاه در آن دوره مخالفت می نمود و چنین اقدامی را باعث بدتر شدن اوضاع می پنداشت (چیزی که بعدها به اثبات رسید.) با این اوصاف پان ایرانیست ها اصلاحات آرام و پاکسازی حکومت از عناصر وطن فروش را پیشنهاد می کرد و به نظر می رسد شاه نیز در آن دوره به این حقیقت رسیده بود که دیگر نمی توان همچون سابق حکومت کرد. اما نیروهای تندرو مارکسیست و اسلامی و التقاطی به چیزی جز از بین بردن همه داشته های حداقلی راضی نبودند.در نتیجه و واقعه بهمن 57 رخ داد.در 22 بهمن 57 بسیاری از ارتشتاران وطن دوست و شریف و کسانی که چون قره باغی و فردوست شرف خود را نزد بیگانه به گرو نگذاشته بودند از سوی نیروهای چریکی متشکل از فلسطینی ها و نیروهای انقلابی ترور شدند .(ارتشبد نشاط،ریاحی،رابعی و بدره ای عضو ستاد بزرگ - ارتشتاران) و سایر ارتشیان دلاور نیز در روزهای بعدی به خاک و خون کشیده شدند.به این ترتیب یکی از قدرتمند ترین ارتش های غیراتمی جهان به آسانی در چشم به هم زدنی منهدم شده و زمینه برای حمله ارتش عراق با حمایت مالی کشورهای عربی و حمایت سیاسی قدرت های غربی به ایران مهیا گردید. پس از این امریکا می توانست به راحتی و با فراغ بال برنامه فروپاشی شوروی را پیگیری نماید بدون اینکه از جایگزین شدن یک قدرت دیگر در منطقه واهمه داشته باشد. بی شک اگر حکومت ایران تا سال 1991 با همان کیفیات ادامه پیدا می کرد و بر توانش در این 10 سال افزوده می شد پس از فروپاشی شوروی بسیاری از سرزمین های از دست رفته ایران همچون 17 شهر قفقاز و بخارا و سمرقند و مرو و... به ایران باز می گشتند و باری دیگر ایران بزرگ تشکیل می گردید.
امروز:این روزها نیز همچون سال های 57-58 بارها و بارها بر طبل جنگ علیه ایران در سطح جهان کوفته می شود.بسیاری از جوانان این دوره از یکدیگر پرسش می کنند در صورتی که نبردی میان ایران و امریکا یا اسرائیل رخ دهد تکلیف چیست؟آیا باید بار دیگر به جبهه های مقدم جنگ رفت؟ این در حالیست که حکومت ایران دیگر محبوبیت سابق را ندارد و رشد گرانی و بیکاری و فشارهای اجتماعی بر جوانان به ویژه دخالت پلیس مسائل شخصی و بی اهمیت افراد محبوبیت آنرا زیر سئوال برده است. اما هم میهن ! این میهن به پاس خون شهیدان بسیاری آبیاری شده است که زندگی و همه آرزوهای خود را در راه پاسداری اش فدا کرده اند.کسانی که هیچگاه منافع میهن و ملت به خاطر منافع شخصی و آرزوهای خویش زیر پا نگذاشته اند.ما همان گونه که برای میهن پرستی از کسی اجازه نمی گیریم برای پدافند از میهن نیز نیازی به اجازه و رخصت از کسی نمی بینیم.در میهن ما ایران حکومت های بسیاری از سپیده دم تاریخ به این روز آمدند و رفتند.جباران بسیاری حکومت کردند اما آن چه که امروز به جا مانده است نه حکومت گران بر ایران بلکه خود ایران است و ایران نیز به همت همه شهیدانش به جای است.ما برای عشق به مام میهن و پاسداری از آن از کسی چشم داشتی نداریم.ما سربازنی هستیم که بر گورهاشان سنگ قبری نیز نخواهد بود و یا شاید حتی گوری نخواهند داشت.پس اوضاع داخلی و سیاسی امروزه ایران را نمی توان به مقوله دفاع از کشور ارتباط داد... . به هرگاه نبردی میان ایران و هر کشور بیگانه ای رخ دهد جوانان میهن پرست ایرانی " بدون توجه به نوع حکومت ایران " در هر جبهه ای حاضر خواهند شد و آرمان همه شهیدان راه ایران زمین را پاسداری خواهند نمودیقین .زیرا پدافند از ملت و میهن هیچ ارتباطی به رژیم سیاسی موجود در کشور ندارد.هر چند پان ایرانیست ها نسبت به بسیاری از ویژگی های حکومت فعلی انتقادهای اساسی دارند ولیکن با دشمنان ایران نیز سر جنگ دارند و بر این باورند که هنگام رویارویی با بیگانه باید اختلافات سیاسی را کنار نهاد. همه مهر میهن به جان پرپریم همه پاسداران این کشوریم بود مهر ایران زمین کیش ما به جز بد نبیند بد اندیش ما
پاینده ایران |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 22:43 توسط ابوالفضل عابدینی
|
|
||