تبليغاتX
ابوالفضل عابدینی
برای برقراری حقوق بشر و دمکراسی در سرزمینم

محاکمه کارگران نیشکر هفت تپه را محکوم میکنیم

 

سندیکاشرکت واحد اتوبوس رانی تهران وحومه

طبق اظهارات وکیل مدافع جمعی از کارگران نیشکر هفت تپه، دادگاه انقلاب دزفول طبق ابلاغیه ای آقایان علی نجاتی، فریدون نیکو فرد، محمد حیدری مهر، جلیل احمدی و قربان علیپور را در روز سی ام آذر ماه به دادگاه جهت محاکمه احضار کرده است. بر اساس این ابلاغیه آقای ابوالفضل عابدینی روزنامه نگار نیز به جرم مشارکت در اتهام تبلیغ علیه نظام، در این روز به دادگاه فرا خوانده شده است.
بر اساس اظهار وکیل مدافع این کارگران اتهام آنان تبلیغ علیه نظام است. این اتهام در حالی به پنج نفر از کارگران نیشکر هفت تپه وارد میشود که آنان هیچ جرمی جز دفاع از حقوق انسانی شان مرتکب نشده اند.
قابل ذکر است کارفرمای نیشکر هفت تپه بطور مکرر دستمزدهای این کارگران را ماهها پرداخت نکرده بود و آنان در اعتراض به این وضعیت بناچار دست به اعتراض زده بودند.
محاکمه کارگران نیشکر هفت تپه به جرم تبلیغ علیه نظام، ابزاری برای وادار کردن کارگران به سکوت در برابر پایمال کردن ابتدائی ترین حقوقشان می باشد.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه ضمن محکوم کردن محاکمه کارگران نیشکر هفت تپه، بر این باور است که تشکل و اعتراض و تجمع حق مسلم کارگران است و این محاکمه چیزی جز محاکمه حق خواهی کارگران نیست و باید فورا ملغی شود.
سندیکای کارگران شرکت واحد
اتوبوسرانی تهران و حومه
١٣٨٧/٩/٢٥

+ نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 18:39  توسط ابوالفضل عابدینی  | 

منوچهر یزدی

نوشته ی منوچهر یزدی

بیکانکان به اهداف شان در گام اول دست یافته اند

گام دوم ، حرکت به سوی فدرالیسم و پاره پاره کردن ایران

شاهزاده رضا پهلوی ، اصول مسلم تاریخی قابل مذاکره نیست

بیگانگان ، تجزیه ایران را پشت پرده فدرالیسم پنهان کرده اند

 

از سال 1357که ترازدی غمبار ی بنام انقلاب رخ داد  ، بطور مداوم و بی وقفه در نشریات ضد استعمار و سپس حاکمیت ملت  و نیز در سخنرانیها و مجالس و محافل گوناگون نوشته و گفته ام که بر اساس دریافت ها و شواهد موجود  ،  سیاستمداران استعمار  جهانی برای میهن ما  خواب آشفته ای دیده و بر آن هستند که ایران را در دو مرحله یا دو گام از پای در آورده و به ایرانستان تبدیل نمایند و شوربختانه انجام   این استراتژی شوم را  به روشنفکران ایرانی سپرده و در آینده نیز خواهند سپرد .

گام اول   -  شورشی بود که  به رهبری روشنفکران چپ و راست آغاز و به فروپاشی نظام شاهنشاهی ایران انجامید  و  نابودی نظامات اداری و مدنی و اقتصادی و فرهنگی کشور و از هم گسیختگی بافت هویت ملی را در پی داشت.   در این راه احزاب و گروههای سیاسی لنینی و دینی دست آموز قدرتهای سرمایه داری پیشگام  و پرچمدار بودند و همچنانکه در سلسله مقالات کالبد شکافی روشنفکران  نوشته ام ، مسلحانه به میدان آمدند و درسهای فرا گرفته نزد بیگانگان را در میهن خود پس دادند و با ارائه همه گونه خوش خدمتی به اربابان غیر ایرانی و بد رفتاری با ملت ایران از هیچ جنایتی دریغ نورزیدند

گام دوم  - حرکت به سوی فدرالیسم و آ نارشیسم و سپس تکه تکه کردن ایران است

در گام اول پس از پیاده شدن طرح توطئه بیگانگان و پیروزی انقلاب  ، جنگ داخلی خونینی بین اصحاب انقلاب بر سر تصرف کرسی های قدرت در گرفت .... این نبرد آن چنان بیرحم بود که از فرزندان دینی نیز نگذشت ، جمعی ترور و عده ای در آتش انفجار و گروهی زنده بگور شدند ...  از همان روز های آغازین روشنفکران چپی زود تر از زمان موعود دست خود را رونمودند و ادعای جدایی کردستان و خوزستان وترکمن صحرا ...را نمودند ولی نائره جنگ ایران و عراق همه این نوچه های تازه به دوران رسیده را به آغوش کشید ... زیرا تداوم جنگ در اولویت قرار داشت و اربابان زر و زور جهانی به سرعت به آرام کردن فرزندان خلف خود پرداختند و هر آن کس را هم که نا آرامی میکرد میکونوسی اش کردند .. زیرا تداوم جنگ در اولویت قرار داشت.....!!

 جنگ هشت ساله و قتل عام فرماندهان دلیر ایرانی وراندن نیروهای انسانی ارزشمند از صحنه خدمت و نابودی همه زیر ساخت های اقتصادی ، سبب حضور فقر و نابسامانی و تبعیض  در جامعه شد ودر نتیجه ارزش های اخلاقی و فرهنگی و اقتصادی که ملت ایران در طول تاریخ به آن مباهی بود تحت فشار شعارهای شور انگیز جنگ ، جنگ تا پیروزی به قربانگاه برده شد ... .

برای  مشاهده بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 1:57  توسط ابوالفضل عابدینی  | 

 

گروگانهای جندالله - عکس از فارس

به کدامین گناه کشته شدند؟

روانشان شاد و یادشان گرامی باد

پیش از هر سخنی، مرگ مظلومانه این سربازان میهن را به ملت ایران و به ویژه بازماندگان این عزیزان تسلیت می گوییم.

چندیست که یکی از اشرار مشهور جنوب شرق کشور به نام "عبدالمالک ریگی"، با حمایتهای پیدا و پنهان بیگانگان، اقدام به عملیات خرابکارانه و تروریستی در استان سیستان و بلوچستان می کند. نامبرده در آخرین جنایت ددمنشانه اش، ۱۵ سرباز وظیفه بی گناه نیروی انتظامی را به قتل می رساند. گروهک ستیزه جوی ریگی دارای عقایدی بنیادگرا- قومگرا می باشد و عملکردی تروریستی و غیرقابل دفاع دارد. در این بین شماری از افرادی که با حیله گری خاص خودشان تلاش در مشروعیت بخشی به این فرد و ترسیم چهره ای مبارز و میهن دوست! از وی داشتند، در مقابل این جنایت، سکوت بی شرمانه ای کرده اند. سیاهه جنایاتهای ریگی تنها در این یک مورد خلاصه نمی شود و چند سالی است که دست نامبرده تا مفرغ به خون بیگناهان آلوده است.

بایسته است که جنایتکاری ریگی توجه ما را به چند نکته جلب کند:

۱. آمریکاییها و همه قدرتهای بزرگ، آنگاه که پای منافعشان در میان باشد، کوچکترین درنگی در اتحاد با ارتجاعی ترین جریانات ندارند. همانگونه که بن لادنها را در دهه ۱۹۸۰ در افغانستان تقویت نمودند، اینبار نیز فردی از همان قماش را که به سادگی آدم می کشد، مورد حمایت خود قرار می دهند. اگر برای آزادیبخش جلوه دادن بنیادگرایان افغان، فیلم "رمبو" را تدارک می بینند، در مورد اخیر به تناسب مقیاس کوچکتر عرصه نزاعش، شماری ژورنالیست بی اعتبار و دریوزه را بر می گزینند. بر جمله آزادیخواهان و میهن دوستان ایرانی واجب است که راه ورود این قبیل جریانات ارتجاعی و انسان ستیز را به درون جنبش دموکراتیک ملت ایران، مسدود کنند.

۲. آنهایی که در بستر اوهام و رویاهایشان برای ایران یک نظام فدرال را تجویز می کنند، بایسته است که به این مسئله توجه کنند که با فروپاشی اقتدار دولت مرکزی به نفع نواحی پیرامونی، تکلیف با این قبیل جریاناتی که می توانند به راحتی بر موج شکافهای قومی سوار شده و آن را به تضاد مبدل کنند، چیست؟ آیا این حضرات در آن لحظه موعودشان پاسخگوی خونی که از "سیستانی ها" توسط ریگی و همساننش بر زمین ریخته خواهد شد، خواهند بود؟ آیا نمی توانند همین شرایط را در آذربایجان غربی، خوزستان، گلستان و حتی شاید که استان تهران تصور کنند؟!

۳. آزادی و دموکراسی هیچگاه از راه خشونت و اسلحه، به فرجام نمی رسد. آیا به راستی اینقدر دشوار است که دریابیم که گروههایی که با هر توجیهی دست به اسلحه می برند، گروههایی با ماهیت تروریستی و ضد دموکراتیک می باشند؟ به باور ما جمله آنانی که از این رویه نکوهیده استفاده می کنند اعم از جندالله و پژاک و مجاهد دشمنان آزادی و ملت ایران هستند.

۴. در سیستان قرنها بود که شیعه و سنی، سیستانی و بلوچ، با آرامش در کنار یکدیگر زیسته اند. بی تردید آنهایی که دانسته و نادانسته این همزیستی تاریخی را بر هم زده اند، نه تنها در پیشگاه ملت ایران که در پیشگاه بشریت، گناهکارند.

۵. ملت ایران در حال حاضر هیچ دلیلی برای تداوم دشمنیها با دولت و ملت آمریکا ندارد. اما در همینجا هشدار می دهیم که تداوم حمایت این کشور از جریانات تجزیه طلب و قوم گرا، در آینده ای نه چندان دور می تواند به اعتبار جمله حامیان این گروهها در میان ملت ایران آسیب شدیدی وارد کند.

ما دانشجویان آزادیخواه ملی، ضمن محکوم کردن این جنایت ددمنشانه، خواستار مجازات آمرین و عاملین این جنایت هستیم و در همینجا از همه احزاب و گروههای سیاسی دعوت می کنیم که این جنایت دلخراش را محکوم نمایند.

                                                پاینده ایران

                                   ائتلاف دانشجویان آزادیخواه ملی

                                                ۱۹ آذر ۱۳۸۷ 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 3:3  توسط ابوالفضل عابدینی  | 

برگرفته از وبلاگ آراسپ
 
۲۱ آذر ۱۳۲۵ - تبریز

نیروهای ارتش وارد تبریز شدند و نقطه پایانی بر یک سال خکومت پوشالی فرقه دموکرات آذربایجان نهادند. پیشه وری و همدستانش از تبریز گریخته و پس از عبور از مرز وارد خاک شوروی شده اند. شبستری رییس مجلس ملی! آذربایجان و سلام اله جاوید استاندار سر تسلیم فرود آورده و طی تلگرافی به شاه و نخست وزیر اعلام داشتند که در مقابل نیروهای نظامی دولت مقاومت نخواهند کرد. بیریا وزیر آموزش و پرورش و کار دولت خودمختار آذربایجان و عامل ترور و وحشت در حکومت پیشه وری بدست مردم خشمگین تبریز به هلاکت رسیده است. بیش از پانصد نفر دیگر از اعضای فرقه نیز قبل از ورود نیروهای ارتش بدست جمعیت خشمگین کشته و هلاک شده اند. کنسول انگلیس در تبریز در گزارش خود نوشت: "آذربایجان دوباره لبخند میزند. این اولین بار بود که من پس از مدتها خنده و شادی مردم آذربایجان را دیدم. ابرهای تیره ترور و وحشت آسمان آذربایجان را ترک گفته اند." کریستوفر سایکس که تنها خبرنگار خارجی در منطقه بود بعدها نوشت: "من در اولین اتومبیلی که از میانه عازم تبریز شد قرار داشتم و بیست و چهار ساعت قبل از ورود نیروهای ارتش در تبریز بودم. به غیر از فرانسه سال ۱۹۴۴ من هرگز چنین جوش و خروش و اخساسات پرحرارتی را در هیچ جای دیگر ندیده ام. هیستریک (شادی زایدالوصف) جمعی معمولا شهرها را فرا می گیرد نه روستاها را و جای تعجب است که این بار در دهات و روستاها بود که من شادی و نشاط دیوانه وار مردم را از سقوط رژیمی که توسط شوروری حمایت میشد دیدم." این بود سرنوشت شوم و محتوم رژیم پوشالی و دست نشانده ای که با عزم و اراده دولت و ملت ایران ساقط شد.*

 * برگرفته از کتاب "ایران و قدرتهای بزرگ" نوشته "دکتر ایرج ذوقی" (با اندکی تغییر)

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 23:21  توسط ابوالفضل عابدینی  | 

               ر

سرور حجت کلاشی

 

فیلم برافراشته شدن پرچم پان ایرانیست در دانشگاه تهران - ۶۱/۲ مگابایت 

  دانلود

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 20:2  توسط ابوالفضل عابدینی  | 

 

پرچم حزب پان ایرانیست را در سراسر ایران

برافراشته خواهیم کرد

پرچم حزب پان ایرانیست

آنچه  امسال روز دانشجو را متمایز از سالهای گذشته  کرده بود نخست برگزاری آن با تاخیر 24ساعته در روز 17 آذرماه و سپس حضور بی سابقه نیروها و گروهای ملی در دانشگاه تهران بود.

صدها نفر از دانشجویان دانشگاه تهران ساعت 11 صبح امروز ۱۷ آذرماه روبروی دانشکده ی فنی تجمع کرده وبه سنت هر ساله برای حمایت و ورود دانشجویانی که بیرون دانشگاه حضور داشتند و نیروهای امنیتی و انتظامی مانع ورود آنان به دانشگاه شده بودند، ساعت  12 با حرکت به سمت درب 16 آذر اقدام به شکستن قفل های این درب کرده و باعث ورود دیگر دانشجویان به داخل دانشگاه شدند.سپس با هماهنگی دفتر تحکیم وحدت روبروی دانشکده فنی تریبون آزاد دانشجویی برپا شد و دانشجویان با سر دادن شعارهایی نسبت به سیاست های دولت بو یژه طرح بومی گزینی دانشجویان و سهمیه بندی جنسیتی وفضای بسته دانشگاهها و سخنان تهدید آمیز وزیر علوم  اعتراض  کردند.در این مراسم مهدی عرب شاهی دبیر تحکیم وحدت ، شاهین زینعلی نماینده ائتلاف دانشجویان ملی آزادی خواه و خانم مهدیه گلرو نماینده کمیته ی دفاع از حق تحصیل سخنرانی کردند. نکته قابل توجه در دانشگاه تهران حضور بیشمار دانشجویان ملی به ویژه دانشجویان پان ایرانیست و بالا رفتن پرچم های این حزب در دانشگاه تهران بود . این مراسم  ساعت 14 با حرکت دانشجویان به سمت درب اصلی دانشگاه به پایان رسید.

                   پرچم حزب پان ایرانیست

                                روز دانشجو

                    روز دانشجو

                    روز دانشجو

                   

                      

                  

                          

                    

                  

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 14:39  توسط ابوالفضل عابدینی  | 

به نام خداوند جان و خرد

ملت بزرگوار ایران ! توطئه های جدی و همه جانبه ای که از سوی کشور جدیدالتاسیس امارات و برخی از دوستان پان عربیستش نسبت به تمامیت سرزمینی ما بوقوع می پیوندد ,در غفلت پرسش برانگیز و بعضا خیانت بار دستگاه خارجه در مرحله ی بسیار حساس و جدی قرار گرفته است. این کشورها می کو شند با رفتارهای دقیق که با منطق حقوقی تنظیم می شود ادعاهای خود را در قبال جزایر ایرانی را در مجامع بین المللی زنده و فعال نگاه داشته و از سوی دیگر وهنی بر حاکمیت تاریخی ایران وارد ساخته و آنرا بعنوان اشغال متخاصمانه ی ایران از سال 1971 معرفی کنند.

این حرکتهای موذیانه و خطرناک در قبال تمامیت ارضی سرزمینیمان با رفتار دستگاههای دیپلماتیک جمهوری اسلامی با همراهی یا سکوت ,تکمیل و پیگیری می شود.بنا به این دلایل بود که سازمان جوانان حزب پان ایرانیست طی بیانیه ی مورخه ی 13/09/1386 خود در خطاب به ملت ایران ,مسوولیت دفاع از تمامیت ارضی و خنثی سازی توطئه های دشمنان را در حد توان بر عهده شناخت و بعد از چند نامه و هشدار بالاخره تصمیم به برگزاری تجمع اعتراض آمیزی در مقابل سفارت امارات به مورخه ی 10/02/1387 گرفت .متاسفانه آنگونه که پیش بینی می شد این امر با مخالفت دستگاههای امنیتی و انتظامی و گویا وزارت خارجه مواجه شد و با پافشاری وطن پرستان به مرحله اجرا رسید که البته در کمال شگفتی با برخورد نیروهای انتظامی با مردم معترض مواجه شدیم تا نشان دهند که گروهی از حضور مردم در صحنه در بیم و نگرانی بسر می برند و از هشیاری مردم انتقام می گیرند .ازآنجائیکه سازمان جوانان حزب پان ایرانیست از درگیری میان مردم و نیروهای نظامی و انتظامی در مقابل سفارتی که به ملیت و هویت ما اسائه ادب می کند ابا داشت تا مبادا دستاویزی بدست دستگاههای دقیق دیپلماسی و تبلیغاتی امارات و قطر و ... بیافتد با شتاب تجمع پرشکوه و غرور آفرین ملی را پایان بخشید تا درگیریها در مقابل سفارت به وقوع نپیوندد و لذا تن مردم هشیار در خیابان ولیعصر و در فاصله ی اندکی از سفارت پذیرای باتومهای موتورسوارها شد تا دست کم مساله حفظ نظم و ترافیک تلقی شود.

روزهای آتی شاهد تجمع و اعتراض سایر شهرهای ایران از جمله حرکت بسیار با شکوه تبریز در حمایت از تمامیت ارضی و نام خلیج فارس بود.در مقابل این حرکت دقیق مردمی دولت امارات نه تنها از کوششهای خود نکاست بلکه برنامه های منظم و حساب شده ی خود را پیگیری کرد و در مقابل , دستگاه دیلماسی ایران بیش از پیش از جایگاه ناشایسته خود دور افتاده و در واقع انفعال پیشه کرد .به شمه ی از این موارد اشاره می کنیم:

1)اتحادیه عرب در حضور آقای متکی وزیر خارجه و سپس امارات متحده عربی به تنهایی شکایتی علیه ایران به اتهام اشغال جزایر به سازمان ملل متحد تنظیم کردند تا اخلالی حقوقی بر روند آنچه اشغال جزایر از سوی ایران می نامند وارد کرده و اسناد تاریخی - حقوقی خود را برای مجامع بین المللی غنی تر کنند .پاسخ دستگاه دیپلماسی ایران بازدارنده و از منظر عزت نبوده است.

2)امارات که در سالهای اخیر توانسته حجم انبوهی از امکانات مالی و انسانی ما را جذب بازارهای اقتصادی و تولیدی خود کرده و سود سرشاری از این راه و نیز از طریق بازصادرات کالا به ایران ببرد,ضربات خود بر اقتصاد ایران را با فشارهای ناروا بر تجار و مسافران و سرمایه گذاران ایران که به نوعی پول و کار آنها با اقتصاد امارات گره خورده بود با محدود سازی فعالیت های آنها و گاها ایجاد شرط و شروط ناموجه برای ادامه فعالیت,تکمیل ساخت.حتی دولت امارات کوشید از طرق مختلف با استفاده از این ابزارها از حساسیت موضوع جزایر در داخل ایران بکاهد!و در ادامه ی این روند قدرت خود را به رخ شهروندان ایرانی بی پناه کشید تا حساب کار بدست اهالی ایرانی مقیم در این کشور بیاید .آنها در اقدامی توهین آمیز نسبت به عزت ,هویت و اخلاقیات ایرانی با مسافران یک هواپیما برخورد کردند که واکنش سرد و سست دستگاه دیپلماسی باعث شرم هر ایرانی است و خواهد بود .وزیر خارجه بعد از مدتی سکوت اعلام کرد"موضوع در دست پیگیری است و به مقامات اماراتی هم منعکس شده است"اظهارات مقتدرانه ی(!؟)این وزیر مملکت بر باد ده که سابقه ی سکوت در مقابل العطیه هنگامی که بصورت مکرر واژه مجعول و کذایی خلیج را بکار می برد در کارنامه ی خود دارد و البته اظهارات مشعشع او در قبال دریای مازندران ,که روی آقا خان نوری را سفید کرد ,چون ننگی در تاریخ به یادگار خواهد ماند ,مشخص نکرد دستگاهی که نمی تواند پاسخی مناسب به اقدامات موهن پلیس امارات نسبت به تیم ملی ,بازیکن و سرمربی تیم ملی بدهد و سخنگوی سابق و سفیر فعلی او در امارات می گوید باید به این مساله ی سیاسی از منظر ورزش نگاه کرد ,پیگیری هایش گره از چه کاری باز خواهد کرد.

3)سازمان جوانان حزب پان ایرانیست به دولت امارات هشدار می دهد که پرونده خود را در پیشگاه ملت ایران سنگین تر از این نکند و ادامه ی حیات نو پا و ضعیف خود را در معرض بادهای تند که ریشه خارهای تنومند تری را برکنده قرار ندهد !زنهار که از مظاهر عدل پروردگار انتقام است!از تک تک رفتارهای امارات بازخواست خواهیم داشت.

4)تکلیف امارات برای ما مشخص است ,آنها هم رویه ی سیاسی و راهبردی خود را در قبال ما تعریف کرده اند و ظاهرا قصد بازبینی در آنرا ندارند اما از این پس طرف ما و ملت ایران در این قضیه علاوه بر امارات دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی می باشد.سازمان جوانان حزب پان ایرانیست به مسوولین هماهنگ با سیاستهای پان عربیست هشدار می دهد که رفتار آنان را زیر نظر دارد و مورد بازخواست ملی قرار خواهد داد .کوتاهی های دستگاه دیپلماسی بشدت پاسخ داده خواهد شد و از کانالها و ظرفیتهای قانونی نیز برای پیگرد آنها استفاده خواهد شد .دستگاه قضایی نیز باید به هوش باشد و این مساله را بعنوان اقدام علیه امنیت ملی پیگیری کند .دستگاههای امنیتی نفوذ های مرموز و احیانا هماهنگ با این سیاستها را باید کشف و معرفی و خنثی کند.همانطور باید پاسخگو باشد که افزایش فشارهای امنیتی در خوزستان بر روی پان ایرانیستها در حالی که فعالیت منطقه ای پان عربیستی بصورت هماهنگ پیگیری می شود از چه روست؟

5)سازمان جوانان حزب پان ایرانیست از آحاد ملت ایران,استادان و پژوهشگران و اهل قلم و مطبوعات می خواهد که با پیوند معنا دار و هماهنگ آگاهی های عمومی را بالا برده و حساسیتهای لازم را به منصه ظهور برسانند .

6)ما سپاس خود را نسبت به کسانی که آگاهانه و هشیارانه مسائل ملی را پیگیرند و با هشدارهای لازم و به موقع ترفندهای هماهنگ دشمنان را ناکام می گذارند ,پیش کش می داریم.

 

سازمان جوانان حزب پان ایرانیست

9/9/1387

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 16:15  توسط ابوالفضل عابدینی  | 

                   *دکتر سهراب اعضم زنگنه  عضو شورای عالی رهبری حزب پان ایرانیست

* دکترین حزب پان­ایرانیست، با کردهای آنسوی مرز آواره در ایران که با حکومت مرکزی عراق در جنگ بودند بر چه مبنا و استراتژی بود؟

* برای کردها که هرگز ندیده بودند حزبی سراسری مُهری تأیید به مبارزاتشان بزند و پشتیابانشان باشند تا چه اندازه همیار شما در این راه بودند؟

*  آیا بعد از آزادی کردستان عراق (جنوبی) سفری هم به نزد دوستان خود داشته­اید؟

*  بارها از آقای پزشکپور و هم چنین شما شنیده شده که پشتیبان حکومت کردی هستید، بسیار خشنودیم که شفاف­تر به این بابت بپردازید؟

*  بارها از آقای پزشکپور و هم چنین شما شنیده شده که پشتیبان حکومت کردی هستید، بسیار خشنودیم که شفاف­تر به این بابت بپردازید؟

* می­گویند خواسته حزب پان­ایرانیست به سلطه در آوردن فلات ایران به زیر پرچم حکومت مرکزی است؟

* دیدگاه شما نسبت به فدرالیسم برای عراق چیست؟ آیا کردها باید به این مدل حکومتی اکتفاء کنند؟

*نظر شما در مورد خواسته کردها در مورد کرکوک چیست آیا باید تحت فشارهای ترکیه و کشورهای عربی آن را به اعراب تقدیم کرد؟

* کردهای ایران (کردستان شرقی) خواهان فدرالیسم هستند و آقای پزشکپور هم از فدرالیسمی ایرانی سخن به میان آورده­اند پس چرا کردهای ایران از همکاری با احزاب سراسری امتناع می­کنند و بیشتر به دنبال دوستانی در خلق­های دیگر هستند؟

* تعریف شما از قوم و ملت چیست؟ آیا فارس قوم است (آقای پزشکپور می­گفتند نیست) آیا کلمه قوم شامل حقوق سیاسی نمی­شود و آیا ملت به معنای جدائی خواهی است؟

* آیا ایرانی بودن یعنی فارس و تهرانی و شیعه بودن است؟

*  آیا آنطوری که این خلقها، قوم­ها، ملت­ها شایع می­کنند در ایران فقط به آنها ظلم می­شود و به فارس­ها اجحافی صورت نمی­گیرد؟در گوناز تی­وی که برای جدائی آذربایجان از ایران تبلیغ می­کند مرتباً این مسائل شنیده می­شود؟

* جمهوری اسلامی ایران از اینکه شما در داخل کشور هستید و دست از فعالیت بر نمی­دارید تا به چه اندازه این وضعیت را بر می­تابد چون شنیده شده که گویا حملات فیزیکی­ای به آقای پزشکپور شده است؟ و هم­چنین رفقایتان مرتباً به دادگاه احضار می­شوند؟ 

* همکاری موجود میان دگراندیشان در داخل کشور تا چه اندازه است؟

* آیا حزب پان­­ایرانیست هرگز در ساختار و تشکیلات جمهوری اسلامی از ابتدا تا به حال نقشی داشته است؟

برای مشاهده ی پاسخ های سرور دکتر زنگنه بر روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 12:33  توسط ابوالفضل عابدینی  | 

 برگرفته از وبلاگ جنوبگان 
 

محمد مالی

 
محمد مالی

آيا به علت آنكه جمهوري اسلامي ايران به نام « دين» تأسيس شده است و مردم نيز عميقاً مسلمانند، از هر گزندي در امان است؟

آيا مطالعه سرنوشت حكومت هاي ديني در گذشته پاسخ مثبتي به پرسش فوق مي دهد؟

مي دانيم كه خلافت اسلامي حدود 1300 سال تا پايان جنگ جهاني اول ادامه يافت، تصور نمي كنم اين ادعا پذيرفته باشد كه مردم تركيه در اوايل قرن بيستم ميلادي سست ايمان بودند و اسلام در آن جامعه نفوذ عميق نداشت. با وجود اين بر ويرانه نهاد خلافت ( در حقيقت بر ويرانه ديكتاتوري امپراتوران عثماني ) نظام لائيك تأسيس شد .

دنياي مسيحيت نيز چنين تحولي را پشت سر گذاشت . سرنگوني حكومت پاپ و خلع حاكميت كليسا و به حاشيه زندگي اجتماعي رفتن مذهب و تأسيس رژيم هاي سكولار در اروپا شاهد اين ادعاست .

نكته جالب اينكه جايگزين حكومت هاي ديني در شرق و غرب رژيم هاي لائيك بوده است بنابراين اعمال روش هاي غير دمكراتيك به نام دين ، جز آنكه گرايش به سمت سكولاريزم را افزايش دهد نتيجه اي نداشته است.

تجارب فوق مويد آن است كه صرف ديني بودن حكومت نمي تواند دوام آن را تضمين كند؛ به خصوص در دنياي معاصر، تأمين منافع گروهي خاص بدون توجه به رأي و رضايت عمومي و عدم پاسخگويي به علائق، منافع و مطالبات شهروندان حتي اگر به نام دين صورت گيرد نمي تواند استمرار يابد.

عكس قضيه نيز صادق است يعني دموكراسي تنها راه تأمين حقوق شهروندي، ثبات سياسي، استقلال كشور، امنيت و منافع ملي است.

به اين ترتيب مي توان حديث نبوي را امروزه چنين قرائت كرد:

« حكومت غير ديني به شرط دموكراتيك بودن و رعايت حقوق شهروندان تداوم مي يابد.اما نقض حقوق انسان ها استوار و پا برجا نمي ماند حتي اگر به نام دين اعمال شود .»

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 1:40  توسط ابوالفضل عابدینی  |