|
|
|
|
|
پاینده ایران بنابر آخرین اخبار رسیده ابوالفضل عابدینی دست به اعتصاب غذا در زندان زده است.
ابوالفضل عابدینی از دیشب 21 آذر ماه 1386 در بند 6 زندان کارون اهواز دست به اعتصاب غذا زده است. به گفته خانواده ایشان، این اعتصاب غذادر اعتراض به تبدیل شدن وثیقه ی 100 میلیون تومانی به قرار بازداشت انجام پذیرفته است. علیرغم اینکه تهیه این مبلغ وقیقه از سوی خانوداه ایشان بسیار دشوار است این حرکت مراجع قضایی نشان می دهد که ایشان تلاش دارند در هر صورت سرور عابدینی همچنان در بازداشت بماند. خبر مذکور برای نخستین بار در این تارنما عنوان می گردد وهنوز از سوی منابع خبری و رسانه ها عنوان نشده است.
به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی پاینده ایران |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دهم دی 1385ساعت 18:58 توسط ابوالفضل عابدینی
|
|
||
|
|
|
|
|
پاینده ایران
در پی اتهام جدیدِ و بی پایه و اساسِ " تلاش برای بمب گذاری" که از سوی حاکمیت به ابوالفضل عابدینی ایشان زده شد چند روزپیش صدای امریکا با سرور دکتر ابراهیم میرانی مسئول تشکیلات خوزستان حزب پان ایرانیست واز اندامان شورای عالی رهبری حزب گفتگویی کوتاه انجام داد.
دانلود گفتگوی سرور دکترابراهیم میرانی با صدای آمریکا این فایل تصویری به مدت ۵دقیقه و به گنجایش۶۰/۲ مگابایت است. با برنامه يQuickTimیا real playerبازكنيد.
گفتگوي سرور ميراني با صداي آمريكا ( ويدئو گوگل)
گفتگوي صوتي سرور ميراني را از اينجا دريافت كنيد به اميد ايراني آباد و آزاد در سايه حاكميت ملي پاينده ايران مزدك |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دهم دی 1385ساعت 18:48 توسط ابوالفضل عابدینی
|
|
||
|
|
|
|
|
پاینده ایران خبر زیر به نقل از تارنمای ایرنا خبرگذاری رسمی جمهوری اسلامی در تاریخ ۶ آذر ماه ۱۳۸۶ (۴ رو پیش) آورده شده است. پانویس ما را هم بخوانید و خود قضاوت کنید....
درباره دروغ بودن این خبر شکی نیست چرا که برای بیراه کردن افکار عمومی باید این چنین جو سازی هایی گردد تا افکار مردم از موضوع اصلی و واقعی دستگیری عابدینی که همانا احقاق حقوق کارگران نیشکر هفت تپه بود منحرف شود. یکی نیست از این آقایان حکومتی بپرسد ،یک انسان میهن پرست چگونه می تواند همشهریان خود را به خاک و خون بکشد؟جبهه دمکراتیک خلق عرب که مسئولیت انفجارهای دو سال پیش خوزستان را رسما به عهده گرفت جدایی خواه بوده و اندیشه ای کاملا مخالف با جریانات ناسیونالیستی مانند پان ایرانیست دارد. پس چگونه یک پان ایرانیست می تواند از نظر عملکرد در جهت جدایی خواهان گام بردارد؟؟؟اسناد گوناگونی از عملکرد مطبوعاتی سرور عابدینی در نشریات خوزستان در سالهای گذشته وجود دارد البته آقایان گفته اند به تعریف ما ایشان خبرنگار نیست.بله خبرنگار به تعریف شما کسی است که واقعیت ها را نگوید و چشم بر هم حق کشی ها و ظلم و جورها و جنایات بردارد و خود را به تکه نانی که حکومت به آنها می دهد راضی کند. و در مورد بعدی کدام تشکل مسلحانه به جز منافقین جود دارد که شما ادعا می کنید عابدینی به آنها وصل شده کدام پول را از گروه های خراج کشور گرفته است که برای خود خرج کندابوالفضل به جز یکی گوشی موبایل و یک دوربین چه چیز دیگری داشت که شما را به وحشت انداخته بود. بله احساس مسئولیت و میهن پرستی و شجاعت او بود که شما را این چنین آشفته کرده است.
این یک نمونه از بیشمار دروغ هایی است که از سوی حاکمیت و عوامل آنها به آزادی خواهانی چون سرور عابدینی زده شده است.همچنین در روزهای آینده داده هایی دیگر درروی تارنما قرار خواهد گرفت. به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی پاینده ایران مزدک |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دهم دی 1385ساعت 18:42 توسط ابوالفضل عابدینی
|
|
||
|
|
|
|
|
پاینده ایران امروز دادگاه ابوالفضل عابدینی برگزار نگردید و او در تماس تلفنی با خانواده اش از سلامتی خود خبر داد. در پی آخرین گفتگویی که ساعتی پیش با برادر و مادر ابوالفضل عابدینی انجام داده شد خانواده ایشان چنین گفتند: امروز بنابر قرار قبلی روز برگزاری دادگاه ابوالفضل بود که برگزار نگردید و او با تماسی که با برادر خود داشت حال خود را رضایت بخش اعلام کرد.سرور عابدینی به برادر خود گفته بود که در اهواز است اما از محل بازداشت دقیق خود چیزی نگفت و همچنین اضافه کرد احتمال می رود دادگاه او در پایان همین ماه یا ماه آینده برگزار گردد. همچنین برادر ایشان گفتند که برای جرم جدید و پرونده جدید ایشان که اقدام علیه امنیت داخلی است وثیقه ای سنگین علاوه بر ۵۰ میلیون پیشین در نظر گرفته شده که ما از پرداخت آن ناتوان هستیم. همچنین مادر ایشان که زیر فشار روحی قرار داشت و نگران فرزند خود بود بیان کرد که چراسازمان های حقوق بشر داخل و خارج کشور کاری انجام نمی دهند.در ادامه باید گفته شود که در این بین از سرنوشت کسرا الاسوند یار و همرزم دیگرمان و دلیل بازداشت او و نیز محل نگهداری او خبری در دست نیست. به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی پاینده ایران مزدک ۷ بعد از ظهر سوم آذرماه ۱۳۸۶ |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دهم دی 1385ساعت 18:40 توسط ابوالفضل عابدینی
|
|
||
|
|
|
|
|
پاینده ایران همرزمانم، هان باشمایم !
*گر نخواهی حق، آسان توان زیست *باشد که حقیقت بماند حتی اگر زندگی نابود شود *زنده آن هایند که پیکار می کنند که می جنگند و در زندگانی خویش به پیروزی نمی اندیشند خبرهای چند روز پیش حکایت از آن دارد که دو تن از هوادران پان ایرانیست خوزستان به دست ماوران اطلاعات وامنیت کشور بازداشت شدند. خبر کوتاه بود ابولفضل عابدینی نصر و کسری الاسوند ساعت 12 روز ۲۲/8/86 توسط عناصر امنیتی در نزدیکی محل دفتر روزنامه بهارسبز دستگیر شدند. هنوز از دلیل این بازداشت اطلاع چندانی در دست نیست ولی همین اندازه می توان گفت: که ابولفضل عابدینی به دلیل انعکاس و پوشش خبری مطالبات و تجمعات اعتراض آمیز کارگران هفت تپه بازداشت شد و سرور کسری الاسوند نیز به دلیل جویا شدن دلیل بازداشت عابدینی به ستاد خبری اطلاعات مراجعه می کند و به هنگام معرفی خود، ایشان نیز دستگیر می شوند. درتمام این مدت به این موضوع می اندیشیدم که این دو اکنون در چه شرایطی هستند و حال به عنوان یک هم اندیش چگونه می توان برای آن ها چیزی نوشته و سخنی گفت وقلمی زد و از آن جا که اصولا جوانان وطن دوست در میان انبوهی از دشمنان زندگی می کنیم کوشیدم مطالبی را جهت روشن شدن این موضوع و رویداد بیان کنم. 1- همانطور که در بالا آورده شد ادعای ماموران اطلاعات و امنیت برای بازداشت این جوانان پر شور میهن پرست این بوده که قرار بوده کارگران هفت تپه دگر بار برای مطالبات خود تظاهراتی را بر پا دارند ولی معلوم نکردند که هنوز واقعه ای اتفاق نیفتاده که کسانی را به این بهانه بازداشت کرد؛ چگونه شما به خود حق می دهید که کسانی را با این منطق به زندان بیندازید.اگر چه اعتصاب و مطالبه ی حق جزو حقوق اساسی کارگران است و شما حق ندارید آن ها را از حقشان بازدارید و به این بهانه به سرکوب هر آزاده و حق طلبی بپردازید. به راستی مطالبات به حق کارگران هفت تپه چه رقمی را در قبال میلیاردها تومانی که در فلسطین،لبنان،عراق و کشورهای آمریکای لاتین پرداخت می کنید، تشکیل می دهد. 2-اگر همانطوری که درخبرها آماده بود علت بازداشت این دو هم رزم، پوشش خبری تجمعات کارگران هفت تپه باشد می بایست از عناصر امنیتی حاکمیت فرقه ای پرسید راستی وظیفه یک روزنامه نگار و ژورنالیست متعهد در قبال این دادخواست ها و طلب حق کردن ها چیست؟ آن ها حتما بلافاصله جواب می دهند(البته حاکمیت مدت هاست که به هیچ پرسشی، پاسخ نمی دهد ولی بر فرض محال) آقا ایشان با بنگاه های سخن پراکنی بیگانه مصاحبه کردند و آن ها نیز این موضوع را هدف قرار داده و مثل همیشه علیه امنیت کشور و نظام توطیه می کنند اما به عنوان یک انسان آزاده و در اینجا به عنوان یک فردایرانی وطن پرست از آن ها می پرسم مگر شما فضایی و هوایی را برای نفس کشیدن باقی گذاشته اید، مگر رسانه ایی، روزنامه ای ویا رادیو تلویزیونی، آزاد در طول حکومت شما وجود داشته که اخبار مردم و ملت زجر کشیده ی ایران را بدون هرگونه سانسور پوشش بدهد، البته وقتی که هیچ فضای نفس کشیدنی برای میهن پرستان باقی نگذارده اید، عابدینی و دیگرانی همچون او مجبور می شوند که در فضای غبار آلودی چون رادیوهایی که البته از نظر نگارنده چندان هم به فکر ملت ایران و منافع ملی ما نمی باشند، به ناچار و تنها از روی وظیفه ژورنالیستی خود خبر این گونه دادخواهی ها را به گوش ملت ایران و یا وجدان های بیدار بشری برساند. بی گمان عملکرد نابخردانه آقایان درعرصه ی خبر و اطلاع رسانی باعث شده است که خبرنگار متعهدی چون عابدینی مجبور شود با این رسانه ها که البته حق بزرگی بر گردن پدید آورندگان روز واقعه دارند(رادیو بی بی سی را که در روزهای پر شور انقلاب حتما به یاد دارید که چگونه همچون دایه ی مهربانتر از مادر وکاتولیک تر از پاپ، داد انقلابیون را خیلی پررنگ تر و پر شور تر از آن چه بود به گوش جهانیان می رساند) به مصاحبه،گفتگو و پوشش خبری آن اعتراضات به حق که از سوی کارگران تهیدست نیشکر هفت تپه و درمانده از همه جا، که چندین ماه نانی نداشتند که بر سفره خانواده ی خویش نهند بپردازد. راستی وظیفه و تعهد یک خبرنگار و ژورنالیست به غیر از بیان مطالبات مردم و رساندن پیام آن ها به هیات حاکمه چه چیز دیگری می تواند باشد. خوب می دانم که در این استان تعداد بسیار زیادی هستند که در امر مطبوعات و خبرنگاری به فعالیت مشغولند ولی آن ها را چنان وابسته به سازمان های دولتی و تبدیل به مزدوران قلم به دست و بی مسوولیت و بی تعهد در قبال مصالح ملی کرده اید که جرات بیان کردن این خواست های به حق و قانونی تعدادی کارگر زحمت کش و سخت کوش میهنمان را نداشتند. 3- موضوع دیگری که ذهن ها را به خود مشغول کرده این است که اگرعابدینی به جرم این گونه فعالیت های مطبوعاتی و خبرنگاری دستگیر شده است آیا نباید همان گونه که در قانون اساسی آمده است در دادگاه مطبوعات و با حضور هیات منصفه عادل محاکمه شوند. حتی اگر جرم ایشان سیاسی باشد؛ قانون اساسی در بند 168 خود در این مورد تصریح کرده است که دادگاه باید با حضور هیات منصفه برگزار شود نه در دادگاه های انقلاب. البته تاریخ 28 ساله ی حاکمیت فرقه ای به خوبی و روشنی ثابت کرده است که هیچ گاه حاضر نخواهد شد که جرم سیاسی را تعریف کند یعنی این که ممکن است خود نگارنده پس از نوشتن این مطلب به جرم اقدام علیه ی امنیت کشور بازداشت شوم چرا که هیچ تعریفی درباره جرم سیاسی در این کشور با این همه نهاد های متعدد قانون گذار و موازی با یکدیگرنشده است ؛ مگر این که عنوان جرم سیاسی باید در این کشور همچون شمشیر دوموکلس عمل کند و هرگاه خواست بر فرق هر که حاکمیت از او دل خوشی نداشت فرود آید این همه نوعی ازحکومت کردن است. *** سال ها پیش روانشاد دکتر محمد رضا عاملی تهرانی (که به دست انقلابیون مجنون کشته شد) گفته ای عمیق و ژرف بیان داشت: گر نخواهی حق، آسان توان زیست. عابدینی به راحتی می توانست همچون تعدادی از همکاران (البته هستند خبرنگاران متعددی همچون ایشان که همچنان شرافتمندانه درحال ایفای مسوولیت خویشند) که مشغول ثنا گویی و مداحی برای ممدوحان خود هستند چشم از این فریاد ها و مظالمی که برعده ای از هموطنان خود و کارگران بی دفاع می رود فرو بندد و یا سکوت پیشه نماید و پیشه خود را نان دانی کند برای تامین آینده و زندگی فردی خویش، ولی او چنین نکرد چون که دارای سرشت و اندیشه ی ناسیونالیستی بود البته نگارنده تنها روی سخنش با روش و منش ایشان نیست، چرا که تا آن جا که تاریخ ایران را خوانده ام و مبارزات وطن پرستان و دوستان پان ایرانیست را به یاد دارم آنان نیز همیشه و همه جا از حقوق به یغما رفته این ملت ستم کشیده چه توسط هیات حاکمه ی فاسد و چه از سوی استعمارگران خون آشام و چه از سوی زورمندان داخلی دفاع کرده اند و همچنان به عنوان مبارزین راستین و آگاه به نیاز های ملی جامعه ی بزرگ ایرانی در این مسیر به کوشش و مجاهدت خویش ادامه می دهند. چنین است که سال ها پیش در کتاب مقدس بنیاد حزب پان ایرانیست چنین فرازی آورده شد: درک حقیقت،گفتن حقیقت و پیروی از حقیقت هر کس آنگاه که با حقیقت زندگی که به نظر پان ایرانیست ها چیزی به جز احقاق حقوق از دست رفته این ملت ستم کشیده ایران در درازنای تاریخ نیست، آشنا شود، آن گاه معنای مبارزه و زندگی کردن را درمی یابد تا آن جا که می دانم همیشه شعار و فرمان تاریخ چنین بود: باشد که حقیقت بماند حتی اگر زندگی نابود شود چرا که زندگیِ بدون حقیقت چیزی به جزبندگی وبردگی نیست. مبارزه ما ادامه خواهد داشت چرا که جز جدایی ناپذیر زندگی ماست. ما در هر شرایطی پان ایرانیست هستیم چه در زندان چه در میدان. هیچ فرقی ندارد، چرا که بودن را و چگونه زیستن را فرا گرفته ایم. امروز عابدینی ها و کسری الاسوند ها به زندان می افتند، فردا دیگری از ما. ولی آن که چشم به مبارزه دارد ناامید نمی شود، به راه خویش که به آن ایمان دارد ادامه می دهد چرا که: زنده آن هایند که پیکار می کنند که می جنگند و در زندگانی خویش به پیروزی نمی اندیشند. آن ها چشم به افق ها دور دارند آرمان خواه این گونه می اندیشد و می زیید. او وسعت نظر دارد همچون کوهی است که به دشت می نگرد و از شکوه و از عظمت و بزرگی خود لذت می برد و چه چیزی بالاتر از چنین زندگانی، چه معنای والاتر ی برای چنین روح های بزرگی می توان تعریف کرد. عشق ما روان است در دفاع همه جانبه از فرد فرد این ملت ستم کشیده، عشق ما نامیرا است همیشگی و پا برجا است . چه دشمنی و کار بیهوده ی است در افتادن با چنین جان های شیفته و شعله های فروزانی که عشق به سرزمین نیاخاکی و ملت خویش وباور های خاک و خون را فریاد می زنند.پس باشیم و ببینیم سپیده دمان تاریخ را.
پاینده ایران فنا در آرمان شاهین فراز دوست 26/8/86 |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دهم دی 1385ساعت 18:38 توسط ابوالفضل عابدینی
|
|
||
|
|
|
|
|
سروران پان ايرانيست ابوالفضل عابديني و كسرا الاسوند صبح روز سه شنبه توسط ماموران وزارت اطلاعات در اهواز دستگير شدند.
بنابه گزارشات رسیده روز سه شنبه 22 آبان 1386برابر با ۱۳ نوامبر 2007 در حدود ساعت 10:00 صبح مامورین وزارت اطلاعات با سرور عابدینی تلفنی تماس گرفتند و از او خواستد همانندچندبار پيشين به یکی از خیابانهای اطراف محل کارش در هفته نامۀ بهار برای پاره ای توضیحات بروند هنگامي که سرور عابديني مسافت کوتاهی از محل کارش فاصله گرفته بود با مامورین وزارت اطلاعات روبرو گشت و مامورین وزارت اطلاعات او را دستگیر و به نقطۀ نامعلومی انتقال دادند.هنگامي كه سرورکسری الاسوند برای پیگیری و آگاه شدن از وضعیت ایشان به ستاد خبری اطلاعات اهواز مراجعه کردند، مامورین ستاد خبری که بخشی از وزارت اطلاعات است سرور الاسوند را هم دستگیر و به نقطۀ نامعلومی منتقل کردند. دستگیری آقای عابدینی در زمانی است که در ایران این هفته را به عنوان مطبوعات نامگذاری شده است .
به اميد ايراني آباد و آزاد در سايه حاكميت ملي پاينده ايران مزدك |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دهم دی 1385ساعت 18:36 توسط ابوالفضل عابدینی
|
|
||
|
|
|
|
|
وضعیت ابوالفضل عابدینی از نگاه یکی از خبر نگاران در ایران
وضعیت اسفبار مطبوعات در ایران را نمی توان با هیچ دوره ی حکومتی در گذشته مقایسه نمود. اگر در حکومت های گذشته چالشی به نام سانسور بر مطبوعات حاکم بود در این اوضاع گزینه ای به نام خود سانسوری حاکم شده است. روزنامه نگار در ادوار گذشته بعد گفتن سخنانش شاید مورد سوال جواب قرار می گرفت اما در حال حاضر بر اثر رعب و فشار ناشی از فشارهای زیاد حکومت اسلامی ، روزنامه نگار سخن اش را در داخل خود به هفت آب می شوید و باز هم آن چکیده ی سانسور شده که بیرون آمده هزاران مشکل برای روزنامه نگار بوجود می آورد. اولین برخورد نظام اسلامی در برابر فعالین مدنی که بنوعی خبرنگاران را نیز شامل میشود؛ محرومیتی است که برای آزادگان و مبارزین برای حقوق فردی و شهروندی ایجاد می کنند. یعنی محرومیت از کلیه حقوق اجتماعی و نیز ممنوعیت خروج از کشور و اتهاماتی از قبیل اقدام علیه امنیت کشور!!؟. این موارد به تنهایی کافی است که فعالین حقوق مدنی را در چاله ای از مشکلات عدیده فرو برد. برای مثال کافی است به سرگذشت یکی از این فعالین بنام ابوالفضل عابدینی نگاه کوتاهی بیندازیم. عابدینی در سال 84 به جرم انعکاس اخبار صحیح که همانا گفتن واقعیت در ایران بود دستگیر و به مدت 6 ماه در بازداشت و شکنجه توسط حکومت استبداد دینی بود. وی پس از آزادی مشروط توسط نیروهای امنیتی از کلیه ی کارهای دولتی و هر گونه فعالیت فرهنگی و خبرنگاری محروم شد. حتی ادامه فعالیت وی در شرکتهای خصوصی به واسطه نفوذ مزدوران میسر نشد و وی در وضعیتی بسیار سخت از لحاظ مادی قرار گرفت. این یکی از چندین روش های مزدوران برای آزار و اذیت فعالین و مبارزین حقوق مدنی در ایران تحت سلطه جمهوری اسلامی است که از اولین روزهای شورش سیاه بهمن پنجاه و هفت به کار گرفته شد. بسیار کسانی هستند که به همین خاطر از شغل خود اخراج شده و با هزاران بدبختی مجبور به گوشه گیری و حتی رفتن به روستاها و کشاورزی شدند. ابوالفضل عابدینی با نوشتن نامه ای کاملا وطن دوستانه از دولت بریتانیا خواست دست از حمایت جمهوری اسلامی بردارد و بیش از این به ملت ایران خیانت نکند. وی در ادامه همین نامه به دولت مردان بریتانیا هشدار داد ،که ملت ایران روزی حاکمان فاسد خود و حامیان آنها که در راس آن دولت بریتانیا می باشد را در یک دادگاه ملی محاکمه خواهد کردو اشاره کرد که دولت فعلی ایران رسمیت نداشته و کلیه قراردادهای منعقده با بریتانیا مردود خواهد بود. بعد از انتشار این نامه وزارت اطلاعات وی را دستگیر و به زندان انداخت و پس از آزار و اذیت های فراوان و درج این نامه در پرونده اش !!! بعنوان اتهامی دیگر !!آزاد شد. مجددا عابدینی ساکت ننشست و طی نامه ای به آیت الله خامنه ای از وی دادخواست نمود که دست از ایران بزرگ برداشته و دیگر این همه زخم بر پیکر ایران نزند. این نامه عابدینی باعث عصبانیت رژیم اسلامی شده تا آنجا که وی را مورد ضرب و شتم شدید قرار دادند و به جرم اهانت به رهبری مجداد در تاریخ بیست و ششم اردیبهشت سالجاری به زندان انداختند و پس از شکنجه های فراوان جهت دادرسی و محاکمه با قید وثیقه آزاد نمودند. بالاخره در چند روز گذشته نامه ای از دادگاه انقلاب به وی رسید که تاریخ هفتم همین ماه آّبان ماه را در آن قید نمودند و عابدینی را ملزم دانستند که خود را به دادگاه انقلاب معرفی نماید. در حکم وی اقدام علیه امنیت کشور قید شده است .این تهمت کاملا دروغین و نادرست لباسی است که بر قامت عابدینی نمی نشیند. وی تنها وصله ای که بر او نمی توان زد همین خیانت به وطن است. عابدینی یک وطن پرست واقعی است که آرزو دارد ایران اش سر افراز باشد. او آرزو دارد که گردی بر قامت ایران ننشیند. وی را نمی توان تهمت ایران فروشی زد. او خود را از سلاله پاک کورش هخامنشی می داند و افتخار می کند که یک ایران پرست است. آنچه ما در طول مدت ها شناخت از عابدینی داریم این است که وی حاضر است جان خود را برای وطن اش هدیه بدهد اما بیگانگان از این کشور بیرون روند. ما از کلیه ی افراد و سازمان های حقوق بشر و ایراندوست در سراسر جهان می خواهیم نگاهی مجدد به ایران بیندازند و ببینند که ایران و مردم آن در چه وضعیت اسفباری به سر می برند. ما از جهانیان و مدافعین آزادی خواستاریم که دولت ایران را تحت سخت ترین فشارها بگذارند و به حمایت مستقیم از هم میهنان خویش در درون مرز بپا خیزند . ایرانیان که خود دین و آیین بزرگی دارند به استناد اولین منشور حقوق بشر دارای مدرنترین دموکراسی سکولار تاریخ بشر بوده اند و عقاید تعریف شده برای دیگر اقوام را محترم شمرده ولی دخالت آن را در حکومت نمی پذیرند. جهانیان بدانند که ملت ایران و بخصوص آزادگان در وضعیت بسیار سختی زندگی می کنند. هیچ امنیتی برای ما وجود ندارد. هر آینه امکان دارد که در مسیر راه به وسیله مزدوران تروریست رژیم ترور شویم و اثبات این ادعا بسیار راحت است. برداشتن نیروهای سیاسی و مخالف رژیم برای آنها بسیار ساده است و اگر نیروهای مبارز در خارج از ایران پشتیبانی نکنند هر آینه نیروهای مبارز داخلی به ورطه ی نابودی کشیده می شوند. م.مجیدی اهواز
******** ابوالفضل عابدینی همچنان ایستاده است..... من ابوالفضل عابديني فرزند همين آب و خاکم . نمي دانم چه خطري براي کشورم دارم که اينگونه در اين شرايط بسيار بد ي هستم مي گويند حرف نزن به صلاح تو نيست ، مي گويند به صلاح نيست ما با تو باشيم مي گويند توبه کن مي گويند به فکر مادرت باش مي گويند آدم باش مي گويند زندگي کن مي گويند نان بخور مي گويند زن بگير مي گويند خفه شو مي گويند دوستت داريم مي گويند متنفر هستيم مي گويند کارت را بکن و خدا رو شاکر باش مي گويند بمير و بتمرگ مي گويند .. مي گويند .... مي گويند ... همه چيز مي گويند چون مي توانند اما من هم مي گويم من فرزند همين آب وخاکم .. چراغ من در اين خانه است و در اين خانه بايد بسوزد. فردي که وکيل حداقل 5 پرونده ي امنيتي بمب گزاري در خوزستان بود و اوازه شجاعت وي در استان من پيچيده بود وکالت مرا بدون دريافت هزينه قبول مي کند و مي گويد وظيفه انساني من حکم مي کند تا از تو دفاع کنم ولي به فاصله 24 ساعت از قبول وکالت صرف نظر مي کند و مي گويد به صلاح نيست که من وکيل توباشم و مرا به کانون وکلا استان خوزستان معرفي کرد آنها نيز وکيلي در اختيار من نگذاشتند . و مي گويند به وکلاي استان که من ميليونها تومان از خارج از کشور پول دريافت کردم . من مي مانم و خود از خود دفاع مي کنم نيازي به هيچ وکيلي ندارم ولي براي جامعه وکلاي استانم متاسفم . طرح ملی مقاومت و نافرمانی مدنی بدینوسیله از تمامی مبارزین برون مرزی دعوت مینماید برای نجات خبرنگاران و فعالین حقوق مدنی در داخل کشور برخاسته و با ارسال نامه و تلگراف به اعضای پارلمان اروپا و گروههای فعال حقوق بشر در مناطقی که زندگی میکنند خبر رسانی وسیع را بعهده بگیرند و همراه با نیروهای ملی درون مرز برای فرو ریزی دیوار استبداد جهل و ظلم حکومت بپا خیزند و برای دفاع از وی از روزهای پیش از حضور وی در دادگاه و به زندان رفتن وی همبستگی خویش را با او اعلام داریم برای امضا دادنامه به این لینک مراجعه فرمایید http://www.uniran.blogspot.com
پاینده ایران مزدک |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دهم دی 1385ساعت 18:27 توسط ابوالفضل عابدینی
|
|
||
|
|
|
|
|
شایسته است هم پیمانان پان ایرانیست و هم اندیشان و نیروهای ملی و ناسیونالیست این نوشتار مهم را در تارنماهای خود بازتاب دهند. *** چندروزی است که گزارش گردهم آیی های اعتراض آمیز و تظاهرات چند هزار نفره کارگران نیشکر هفت تپه دراعتراض به عدم پرداخت ۳ ماه حقوق خود ، جزو اخبار مهم رسانه های گوناگون جهان است که همه روزه به آن پرداخته می شود و رسانه های میهنی و بین المللی اعم از چپ و راست و جمهوری خواه و سلطنت طلب تلاش در جهت پوشش بیشتر و بهتر این رویداد دارند.اما نکته ای که از دید بسیاری پنهان مانده و عده ای ههم به عمد از ذکر آن خودداری می کنند(به جز رادیو فردا) این است که این گزارش ها و صداهای ضبط شده (مهم ترین آنها:ما کارگر هفت تپه ایم گرسنه ایم گرسنه ایم) چگونه و بدست چه کسی در اختیار این رسانه ها قرار گرفت.در گفتگویی که امروز سرور دهقان با سرور عابدینی داشتند ایشان دلخوری خود از عدم ذکر نام و پان ایرانیست بودن خود را درگزارش های رسانه ای ابراز کردند. البته سرور عابدینی تاکید داشتند هدف ایشان پوشش خبری این جریانات و رساندن صدای کارگران به گوش مسئولین و نهاد های بین المللی و تلاش در جهت بدست آورن حقوق برحق آنان بود اما.... بایدیاد آوری شود در این چند روز تنها گزارشگری که با رشادت و علی رغم تهدیدات نیروهای امنیتی و انتظامی در محل گردهم آیی و در میان کارگران نیشکر هفت تپه حضور داشت و گزارش های خود را گاهی مستقیم و گاهی ظبط شده به رادیو فردا و رسانه های دنیا می فرستاد کسی نبود جز سرور ابوالفضل عابدینی که این عکس ها و صداها را برای ثبت در تاریخ ظبط کردند.این نکته از آن جهت مهم است که نیروهای چپ و کمونیست در برنامه ها و رسانه ها ی خود تلاش داشتند که این اعتراض صنفی کارگران را به سود خود مصادره کرده و این حرکت را یک حرکت کارگری کمونیستی و خلقی جلوه دهند(در صورتیکه بر اساس گزارش سرور عابدینی اغلب کارگران هر روز با زبان روزه به محل تجمع می آمدند)!!! به عنوان نمونه برنامه های کانال ماهواره ای "کومله"(حزب کومله کردستان و حزب کمونیست ایران) و "کانال جدید(ارگان حزب کمونیست کارگری") با پخش عکس ها و صدا های کارگران نوای حمایت از حقوق کارگران و خلق زحمت کش سر دادند. پرسش این است:اندیشه ی پرتاب شده به بایگانی تاریخ که شما تلاش در جهت زنده کردن آن دارید چه جایگاهی در بین کارگران زحمت کش معتقد و نماز روزه خوان دارد؟ آقایان چپ آزموده را آزمودن خطاست؛ از این بازی های سیاسی دست بردارید چرا که از گذشته ی سیاسی شما آشکار است که در پی چه هستید.حمایت شما از حقوق کارگر و زحمت کش همان اندازه برای ما مضحک است که ادعای دوستی انگلستان با ملت ایران.... در ادامه می توانید بخش هایی از گفتگوهای ابوالفضل عابدینی با رادیو فردا و همچنین صداهای ظبط شده کارگران معترض را دریافت کنید. تارنمای سرور عابدینی برای پوشش اخبارهفت تپه مجموعه شعارهای کارگران نیشکر هفت تپه در تظاهرات گقتگوی ابوالفضل عابدینی با رادیو فردا_(کارخانه کاغذسازی کارون شوشتر ) گفتگوی ابوالفضل عابدینی با رادیو فردا_2 همین نوشتار در آژانس خبری کوروش البته بدون آوردن بن مایه! همین نوشتار در قسمت لینکهای خبری بازتاب پاینده ایران مزدک |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دهم دی 1385ساعت 18:25 توسط ابوالفضل عابدینی
|
|
||
|
|
|
|
|
اعزام گارد ضد شورش برای مقابله با کارگران نيشکر هفت تپه
حدود ۲۵۰۰ تن از کارگران اقدام به راهپيمايی مسالمت آميز در شوش کردند و با دادن شعارهايی از مسئولان دولتی، خواستار رسيدگی به خواسته های صنفی خود شدند. *** ***** همزمان با ادامه اعتصاب و تجمعات اعتراض آميز کارگران شرکت نيشکر هفت تپه، از شوش خبر می رسد که نيروهای يگان ضد شورش نيروی انتظامی برای برخورد با کارگران معترض، به منطقه اعزام شده اند.کارگران شرکت نيشکر هفت تپه، روز دوشنبه نهم مهر، برای سومين روز پياپی، اعتصاب و تجمعات اعتراضی خود را برگزار کردند.بنا بر گزارش های رسيده، حدود ۲۵۰۰ تن از کارگران اقدام به راهپيمايی مسالمت آميز در شوش کردند و با دادن شعارهايی از مسئولان دولتی، خواستار رسيدگی به خواسته های صنفی خود شدند. سرور ابوالفضل عابدينی، روزنامه نگار مستقل در اهواز در مورد برخورد نيروهای امنيتی و اتظامی با کارگران به راديو فردا گفت:«در سومين روز اعتصاب و تجمعات کارگران، گارد ويژه استان خوزستان از اهواز و ديگر شهرهای استان به منطقه اعزام شد. بخشی از نيروهای گارد در سه راهی خوانساری مستقر شده، گروهی از آنان در محل شرکت استقرار يافته و بقيه در نقاط مختلف شهر شوش مستقر شده اند.» به گفته وی، نيروهای امنيتی نيز با دوربين سعی در تصويربرداری از چهره کارگران داشتند تا بعدا با آنان برخورد کنند.سرور عابدينی همچنين گفت که قرار است در روزسه شنبه، ۱۰ مهر، بر شمار نيروهای گارد ضد شورش افزوده شود تا از اعتصاب و تجمع مجدد کارگران جلوگيری شود. تجمع مسالمت آمیز کارگران اعتصاب کارگران اين شرکت، روز شنبه هفتم مهر، با تجمع مسالمت آميز يک هزار تن از آنان در مقابل فرمانداری شهر شوش آغاز شد.در دومين روز اعتصاب، کارگران قصد برگزاری تجمع ديگری در مقابل فرمانداری شوش را داشتند، اما با ممانعت نيروهای امنيتی و انتظامی مواجه شدند. با اين همه، صدها تن از کارگران اقدام به بستن سه راهی خوانساری بين اهواز و انديمشک کردند. ابوالفضل عابدينی، در مورد تظاهرات روز دوشنبه کارگران و خواسته های آنان به راديو فردا گفت: «کارگران خواستار دريافت حقوق معوقه و يکسری خواسته های صنفی مانند اجرای طرح طبقه بندی مشاغل و همچنين سر و سامان دادن به هيات مديره شرکت نيشکر هفت تپه و تغيير مدير عامل آن هستند.» او ادامه داد که تجمع روز دوشنبه کارگران مانند روز شنبه در ساعت ۱۲ ظهر، در مقابل ساختمان فرمانداری شهر شوش پايان يافت.گزارش های رسيده حاکی است که چهار تن از کارگران يکشنبه شب، هشتم مهر، توسط نيروهای امنيتی بازداشت شدند که در پی اعتراض کارگران، روز دوشنبه، نهم مهر، آزاد شدند.سرور عابدينی به اين پرسش که برخورد و واکنش مقام های دولتی نسبت به تجمع کارگران چه بود، پاسخ داد:«فرماندار شوش اين مرتبه نه با قول و وعده، بلکه با تهديد حرف زد و به کارگران گفت که در صورت تجمع مجدد در شهر، دستور دارد با توسل به گارد ضد شورش با آنان برخورد کند.» به گفته اين روزنامه نگار مستقل، فرماندار شوش از کارگران شرکت نيشکر هفت تپه خواست که ديگر به اعتصاب و تجمعات خود ادامه ندهند تا هيئت مديره شرکت کارها را دنبال کنند.ابوالفضل عابدينی اشاره کرد که کارگران توجهی به سخنان فرماندار شوش نکردند و در مقابل از وی خواستند که مانع از به فروش رفتن زمين های شرکت شدند، اما او به آنان گفت که زمين ها به فروش خواهند رفت و هيچ کس هم نمی تواند مانع اين کار شود. آيا کارگران برده هستند؟ يکی از کارگران اعتصابی شرکت نيشکر هفت تپه نيز در گفت و گو با راديو فردا اعلام کرد که نمايندگان کارگران اعتصابی در دو سه روز گذشته تلفنی مورد تهديد قرار گرفته اند و از همين رو، اين نمايندگان به خاطر تحت تعقيب بودن، مخفی شده اند. وی که مايل به افشای نام خود نبود، در خصوص اعتصاب و تجمع کارگران در روز دوشنبه گفت:«همانند روز يکشنبه، ماموران سعی در ممانعت از خروج کارگران از محل شرکت و سپس از منطقه سه راهی خوانساری شدند، اما قادر به اين کار نشدند و کارگران به شوش رفتند.» اين کارگر اعتصابی با اشاره به تهديدی که فرماندار شوش عليه کارگران عنوان کرده است، گفت:«فرماندار به کارگران گفت که کار ديگر از دست او خارج شده و در دست يگان ضد شورش است، چون کارگران فصد شورش دارند.»وی افزود:«با سخنان فرماندار اين موضوع استنباط می شود که درخواست حقوق، اخلال گری به حساب می آيد و هر کس هم حق و حقوق خود را طلب کند، بايد مورد ضرب و شتم قرار گيرد.»اين کارگر اضافه کرد:«آيا کارگران برده هستند که بايد بدون دريافت حقوق کار کنند؟» او از سازمان های بين المللی حقوق بشری و کارگری خواست تا به ياری کارگران اعتصابی شرکت نيشکر هفت تپه بشتابند. پاینده ایران
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دهم دی 1385ساعت 18:17 توسط ابوالفضل عابدینی
|
|
||
|
|
|
|
|
پاینده ایران اعزام گارد ضد شورش برای مقابله با کارگران نيشکر هفت تپه
حدود ۲۵۰۰ تن از کارگران اقدام به راهپيمايی مسالمت آميز در شوش کردند و با دادن شعارهايی از مسئولان دولتی، خواستار رسيدگی به خواسته های صنفی خود شدند. *** ***** همزمان با ادامه اعتصاب و تجمعات اعتراض آميز کارگران شرکت نيشکر هفت تپه، از شوش خبر می رسد که نيروهای يگان ضد شورش نيروی انتظامی برای برخورد با کارگران معترض، به منطقه اعزام شده اند.کارگران شرکت نيشکر هفت تپه، روز دوشنبه نهم مهر، برای سومين روز پياپی، اعتصاب و تجمعات اعتراضی خود را برگزار کردند.بنا بر گزارش های رسيده، حدود ۲۵۰۰ تن از کارگران اقدام به راهپيمايی مسالمت آميز در شوش کردند و با دادن شعارهايی از مسئولان دولتی، خواستار رسيدگی به خواسته های صنفی خود شدند. سرور ابوالفضل عابدينی، روزنامه نگار مستقل در اهواز در مورد برخورد نيروهای امنيتی و اتظامی با کارگران به راديو فردا گفت:«در سومين روز اعتصاب و تجمعات کارگران، گارد ويژه استان خوزستان از اهواز و ديگر شهرهای استان به منطقه اعزام شد. بخشی از نيروهای گارد در سه راهی خوانساری مستقر شده، گروهی از آنان در محل شرکت استقرار يافته و بقيه در نقاط مختلف شهر شوش مستقر شده اند.» به گفته وی، نيروهای امنيتی نيز با دوربين سعی در تصويربرداری از چهره کارگران داشتند تا بعدا با آنان برخورد کنند.سرور عابدينی همچنين گفت که قرار است در روزسه شنبه، ۱۰ مهر، بر شمار نيروهای گارد ضد شورش افزوده شود تا از اعتصاب و تجمع مجدد کارگران جلوگيری شود. تجمع مسالمت آمیز کارگران اعتصاب کارگران اين شرکت، روز شنبه هفتم مهر، با تجمع مسالمت آميز يک هزار تن از آنان در مقابل فرمانداری شهر شوش آغاز شد.در دومين روز اعتصاب، کارگران قصد برگزاری تجمع ديگری در مقابل فرمانداری شوش را داشتند، اما با ممانعت نيروهای امنيتی و انتظامی مواجه شدند. با اين همه، صدها تن از کارگران اقدام به بستن سه راهی خوانساری بين اهواز و انديمشک کردند. ابوالفضل عابدينی، در مورد تظاهرات روز دوشنبه کارگران و خواسته های آنان به راديو فردا گفت: «کارگران خواستار دريافت حقوق معوقه و يکسری خواسته های صنفی مانند اجرای طرح طبقه بندی مشاغل و همچنين سر و سامان دادن به هيات مديره شرکت نيشکر هفت تپه و تغيير مدير عامل آن هستند.» او ادامه داد که تجمع روز دوشنبه کارگران مانند روز شنبه در ساعت ۱۲ ظهر، در مقابل ساختمان فرمانداری شهر شوش پايان يافت.گزارش های رسيده حاکی است که چهار تن از کارگران يکشنبه شب، هشتم مهر، توسط نيروهای امنيتی بازداشت شدند که در پی اعتراض کارگران، روز دوشنبه، نهم مهر، آزاد شدند.سرور عابدينی به اين پرسش که برخورد و واکنش مقام های دولتی نسبت به تجمع کارگران چه بود، پاسخ داد:«فرماندار شوش اين مرتبه نه با قول و وعده، بلکه با تهديد حرف زد و به کارگران گفت که در صورت تجمع مجدد در شهر، دستور دارد با توسل به گارد ضد شورش با آنان برخورد کند.» به گفته اين روزنامه نگار مستقل، فرماندار شوش از کارگران شرکت نيشکر هفت تپه خواست که ديگر به اعتصاب و تجمعات خود ادامه ندهند تا هيئت مديره شرکت کارها را دنبال کنند.ابوالفضل عابدينی اشاره کرد که کارگران توجهی به سخنان فرماندار شوش نکردند و در مقابل از وی خواستند که مانع از به فروش رفتن زمين های شرکت شدند، اما او به آنان گفت که زمين ها به فروش خواهند رفت و هيچ کس هم نمی تواند مانع اين کار شود. آيا کارگران برده هستند؟ يکی از کارگران اعتصابی شرکت نيشکر هفت تپه نيز در گفت و گو با راديو فردا اعلام کرد که نمايندگان کارگران اعتصابی در دو سه روز گذشته تلفنی مورد تهديد قرار گرفته اند و از همين رو، اين نمايندگان به خاطر تحت تعقيب بودن، مخفی شده اند. وی که مايل به افشای نام خود نبود، در خصوص اعتصاب و تجمع کارگران در روز دوشنبه گفت:«همانند روز يکشنبه، ماموران سعی در ممانعت از خروج کارگران از محل شرکت و سپس از منطقه سه راهی خوانساری شدند، اما قادر به اين کار نشدند و کارگران به شوش رفتند.» اين کارگر اعتصابی با اشاره به تهديدی که فرماندار شوش عليه کارگران عنوان کرده است، گفت:«فرماندار به کارگران گفت که کار ديگر از دست او خارج شده و در دست يگان ضد شورش است، چون کارگران فصد شورش دارند.»وی افزود:«با سخنان فرماندار اين موضوع استنباط می شود که درخواست حقوق، اخلال گری به حساب می آيد و هر کس هم حق و حقوق خود را طلب کند، بايد مورد ضرب و شتم قرار گيرد.»اين کارگر اضافه کرد:«آيا کارگران برده هستند که بايد بدون دريافت حقوق کار کنند؟» او از سازمان های بين المللی حقوق بشری و کارگری خواست تا به ياری کارگران اعتصابی شرکت نيشکر هفت تپه بشتابند. پاینده ایران
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دهم دی 1385ساعت 17:45 توسط ابوالفضل عابدینی
|
|
||