|
به نام خداوند جان و خرد
از ماست که بر ماست...
با درود و سپاس از منتقدان، دگر اندیشان و هم اندیشان گرانقدر *تاریخ وگذشته هر ملت شناسنامه آن ملت است. *" شک سرآغاز اندیشه و اندیشیدن سرآغاز آزادی ملتهاست". *من قبل از این که یک لر بختیاری باشم یک ایرانی هستم. * من نه تنها مردم لر را از بختیاری جدا نمی دانم بلکه بختیاری را فدایی لر می دانم.
ارجمندان هم تبار وهم میهنان بزرگوارم،آنانی که بنا به خویش کاری و از سرپاک نهادی دیدگاه ها و راهکارهای پیشنهادی خویش را از سویی دیگر در شگفتم که چرا هر آن چه در گفتگوی اینجانب و آقای خدایی در این باره گذشته در نوشتار این گرانقدر دیده نمی شد! پس از بررسی و کنکاش همه جانبه ی گزارش، نگاهی بر دیدگاه های خوانندگان داشتم که لازم می دانم نخست به آنان بپردازم. در پاسخ به دیدگاهی که به گونه ای از سوی من توسط جناب آقای خدایی نوشته شده بود همتبار بزرگواری به نام آقای صالحی چهارلنگ نوشتارش هم چون التیامی بود بر اندیشه ام. زیرا که ایشان با ترسیم نشانه ی شگفتی، نوشته بودند:« در ضمن فکر نمی کنم جالب باشد حرف های این جور افراد را منتشر کنید چون مشخص است از روی نداشتن مطالعه و بی دقتی است شاید هم اشتباه لفظی بوده است». از این رو بود که هماندم بر این باور شدم که شاید جستار گفته شده وی برای خود ایشان و جناب آقای خدایی دلالت نماید و شاید هم در مورد خود من!! پس چه بهتر با بیان این گفتار دری را گشوده که سرانجام به زدودن برخی ناراستی ها و کژاندیشی ها پایان دهد. چه فرقی می کند من یا سایر هم تبارانم به واقعیت امر پی برده و در هر صورت این گفتمان پلی خواهد شد برای فزونی یافتن در شناخت هر چه بیشترهویت، فرهنگ و اندیشه ی قومی و ملی مان.در این راستا ازبزرگانی که پژوهش های گسترده ی خویش را پیرامون تاریخ و مردم شناسی و جغرافیای سرزمینی ایران بزرگ انجام داده و عمری را در این راه گذرانده اند یاری جسته که به اسناد و مطالب این بزرگواران در ادامه این نوشتار خواهم پرداخت. ماجرا چه بوده و از کجا آغاز شد؟ طی گفتگویی تلفنی، آقای خدایی از اینجانب در مورد درون پرانتز قرار دادن کلمه ی “لر” در لوگوی سایت کانون از من پرسش کردند، در پاسخ به ایشان گفتم هدف من از این حرکت برای شناخت و آشنایی بیشتر پژوهنده گان با چیستی و بن ریشه ی آریایی خویش است. از آن جایی که نژاد ما لرها با توجه به همه ی گواهی های تاریخی از قبیل کتیبه ها، تندیس ها وپژوهش های جستجوگران تاریخ راستین ایران زمین ، نشان از باورهای فرهنگی، اندیشه های دینی ، گستره ی مرزهای جغرافیایی ، گویش ، پوشش ،آوا شناسی موسیقی و بررسی های باستان شناسی در همه ی سلسله های تمدنی وغیره.... بسیار نزدیک به هم بوده و بنا به شواهد پر شمار به جای مانده از تاریخ نه چندان دور این سرزمین از نظر بخش بندی های جغرافیایی شاهنشاهی بزرگ هخامنشی ، اشکانی و ساسانی که همگی بر آمده از اقوام ماد ، پارس و پارت بوده اند، تشکیل شده است واز آن جایی که سکونت گاه هم تباران لر درمحدوده ی پارس های باستان قلمداد گردید و کتیبه های پر شمار از جمله کتیبه ی بیستون و سخنان بزرگوانی همچون روان شاد داریوش بزرگ؛ پادشاهی که درهنگام فرمانروایی ایشان 28 ساتراپ زیر فرمان وی به زبان پارسی(لری)سخن می راندند ،یعنی آن که هر کدام از این ساتراپ ها زبان ویژه ی خویش را داشته، اما زبان بین اقوام یا ملی آنان که برای فهم بهتر مفاهیم و معانی و گفتگو، مراوده بایکدگربرای یکپارچگی بیشترمردم آن دوره به کار می رفته، همین زبان مادری ما یعنی پارسی (لری) بوده است. همانگونه که آگاهان به خوبی می دانند با مراجعه به دیکشنری ها (فرهنگ نامه ها) پی خواهید برد که بُن مایه ی زیر مجموعه ی همه واژگان ازجمله واژگان انگلیسی کنونی رایج در جهان از زبان آریایی پارسی (لری)بوده است. نشانه ی آن همه ی شاهان دوران کهن ایران بزرگ که خود را از سرزمین پارس بویژه آنشان معرفی نموده اند ونسل اندرنسل خود را از آن سرزمین معرفی نموده اند، نشان بارزتر آن نئشته ی حقوق بشر و کتیبه ی آرامگاه کوروش بزرگ است که ترجمه معانی آنها به زبان لرهای بختیاری کنونی می باشد.حال جای این پرسش باقی است که چرا ما این چنین نشانه های آشکاری را در مورد ریشه ی نژادی خویش رها کرده و خود را در سردرگمی هویتی قرار دهیم. اشاره من به این موضوع بیان شده از سوی آقای خدایی بود که کلمه ی لر ویا لیر به جای "پُردرخت" گفته می شود و همان گونه که آگاهان می دانند عرب نه تنها زبان نوشتار بلکه ریاضیات و هندسه ی،دیوان سالاری و... خود را از ایرانیان پاک سرشت گرفته است. آیا واژگان الفبای پارسی دیرینگی بیشتری دارد یا الفبای هیچ نداشته ی تازی؟ آیا ریال پول رایج عرب است یا پول ایرانی؟ با این چنین شرحی چگونه می توان برتریی برای نام های عربی بر روی سرزمینهای پارسی به شمار آورد؟ من به آقای خدایی این گونه گفتم که:« تازیان یورش گر که هم اکنون نیز برخی از آنان ابزاردست بریتانیای پلید و دیگر استعمارگران برای جدایی جنوب میهنمان می باشند و بنا به شواهد بسیاری از زمان صفویه که نفوذ بریتانیا برجنوب کشورمان گسترده ترشد این زشت خویان اهریمن صفت واژه (لر) رابرروی زبان ها گسترش داده از این نام بوسیله ی ایادی خویش برای استفاده از مقاصد شومشان که همانا ایجاد تفرقه وجدایی میان مردم یکپارچه میهن عزیزمان بوده استفاده نموده اند.» چنانچه هم اکنون اندیشه ی جناب آقای خدایی چیزی جز این می باشد بیان بفرمایند و ما هم شنونده ایم ؛ اما چنانچه ستیز در واژگان این جانب با اندیشه های بیمارگونه برخی جدایی طلب وتجزیه خواه، نمایان است، آری بنده با کمال قدرت اعلام می دارم برای یکپارچگی ملت وسرافرازی میهنم ایران بزرگ، رستم گونه سینه هر یورشگری به خاک ومردم سرزمینم راخواهم درید. هر آنکه او سهراب باشد. جالب اینجاست که این برادر بزرگوار چنانچه نگاهی دوباره به نوشتار خود می انداخت، آگاه می شد که من گفته بودم پس از یورش تازیان به سرزمین ایران بزرگ این گونه ناراستی ها و دروغ پردازی های تاریخی، فرهنگی و نیز جغرافیایی رخ داده است. اشاره ایشان به شاهنامه ی حکیم گرانمایه ی توس، فردوسی بزرگ و سلسله ی "اتابکان لر" و تمامی مستنداتی دیگر است که ایشان اشاره نمودند و به درستی هم بیان نموده اند ولی این شخص گویی نمی دانند که گواه های وی پس از رویداد تاریخ صدراسلام در سرزمین ما بوده است و من نیزبه جزتکرار سخنان ایشان که بیان برخی از حقایق می باشد چیزی افزون تر بر زبان نیاورده ام! بزرگوارانم آیا این نکته مهم را می دانید که پس از استیلای تازیان بر میهن گرامیمان چه بر سر ملت ایران و خاک اهوارایی ما گذشته است؟ آیا می دانید نام پدر زنده کنده عجم (پارس) ابوالقاسم فردوسی، پیروز خراسانی بوده است و چرا هرگز نام راستین آن به فرزاندنش گفته نشده است؟ آیا می دانید چرا تیسفون (مداین) و کاخ سفید یزگرد آخرین شاهنشاه ساسانیان ما از سطرهای نوشتاری و یادمان های تاریخی رخت بربسته است؟ آیا می دانید پس از یورش تازیان و رومیان به میهن در پاره ای از زمان آخرین دانشگاه بی مانند پدرانمان "جندی شاپور" ویران و تا فرا نرسیدن رضا شاه پهلوی در سراسر ایران حتی یک دانشگاه و مرکز دانشی و یا تاریخی وهیچ فراگرد دیگری نداشتیم؟ آیا می دانید ملت ایران و مردمانش ز چه تاریخی، دارای شناسنامه و نشانه های هویتی شدند؟ عزیزانم تاریخ ما را در گذشته و پیش از این هر که نگاشت دوست نبود،که بیگانه ای بود که برای دوست داشتن، “دوست داشتنیی" به این خاک پرگهر پای نهاده بود! هم راهانم بیایید از این پس ژرف تراندیشه کنیم و خود برای خود باشیم،از این پس خود برای خود فکر کنیم، برای خود بنویسیم وبرای خویشان راستین خود،هم میهنان ستمدیده و داغ های سخت تاریخی دیده به درستی تصمیم بگیریم. به بیانی دیگر شک کنیم به آن چه پیرامون تاریخ و نیاخاک مان گذشته است! زیراکه" شک سرآغاز اندیشه و اندیشیدن سرآغاز آزادی ملتهاست". هم تبارانم بنا به دستاوردهای آشکار شهری گرایی(تمدنی) که در سرزمین پارس ها (لرهای کنونی) می باشد همگی نشان دهنده ی حقایق گستردگی تمدن دیرینه ای در این سرزمین اهورایی است که نخستین نشانه های آن در فلات ایران به گستردگی هرچه تمام تر آشکارا و هم اکنون نیز به چشم می خورد،آیا این نشان ه ها در جایی به جز سرزمین لرستان کنونی است؟ این حقایق که نیازی به کندوکاو و پژوهش و تردید های آن چنانی ندارد! این یافته ها همگی نشان از آن دارد که فرهنگ ها ، ادیان و مردمان گوناگونی در تمامی دوران های تمدن بشری از زمان غار نشینی، پارینه سنگی و شهر نشینی وغیره....همگی نشانه هایشان در سرزمین لرستان کنونی آشکار بوده است. سرزمینی که به شهادت تاریخ گستره اش تا میان رودان گهواره ی تمدن بشری ادامه داشته است. این موضوع که نیازی به مبالغه گویی ندارد! سخن من هم اکنون با همگان درباره ی واژه ایست به نام( لر) که در هیچ کدام از این دوران های شناخته شده تاریخی وجود خارجی نداشته وگویی که ندارد" همان گونه که پیش تر اشاره نموده ام، گفتار من به برادر ارجمندم آقای خدایی این بوده وهم اکنون نیز همین است که «کشور بریتانیا از هنگام صفویه که حضور فیزیکی خود را در مشرق زمین برای دست یازی به داده های خدادادی ملت ما از جمله منابع فسیلی،فرآورده های کشاورزی،دشت های فراخ و دام های فربه ونیز راههای دریایی و استثمار واستحمار مردم منطقه و ایران استوار گردانیده است، برای سود جویی و پیشبرد منافع خویش بوده ، لحظه ای درنگ نکرده است و بدین سبب یکی از راه های دست یازی به این امیال ددمنشانه و بدسگالی ها بریدن مردم از هویت خویش و اختلاف و دروغ پردازی و جعل تاریخی در میان نیروهای ناآگاه ملت ایران برای تفرقه افکنی و دزدی از ثروت ها و منابع آن ها نبوده است.؟ ازاین روست که هویت راستین ملت ایران که یگانگی و یکپارچگی همه اقوام ایرانی آریایی نژاد و صاحبان واقعی نیاخاکمان می باشد را پاره پاره کرده و اندامان این خانواده ی بزرگ و پیکرینه را از راه تاریخ سازی های دروغین با سردرگمی هایی روبرو نموده و دچار اختلافات قومی، قبیله ای کرده و بستری را آماده نموده و هر از گاه تکه ای از این پیکره ی جدانشدنی را ناجوانمردانه به یغما برده است. همراهان، بیایید از تاریخ باستان خویش بگذریم،و به قراردادهای دویست ساله ی گذشته ی سرزمین مان نظری بی اندازیم آیا قراردادهای گلستان و ترکمن چای،پاریس و آخا را به فراموشی سپرده اید؟ ما را چه شده است! چرا از حافظه ی تاریخی ضعیفی برخورداریم؟ همین فروردین ماه سال کنونی بود که شیخ نشین های گجستک کرانه ی شاخاب پارس به قول معروف فیلشان یاد هندوستان کرده و چه یاوه هایی درباره ی جزایر همیشه ایرانی تنب بزرگ و کوچک و بوموسا(گَپ سَبزو) و نام دریای همیشه پارس که بر زبان نیاوردند! عزیزانم چرا به این زودی بحرین را به فراموشی سپردیم؟ آیا دریای مازنداران(خزر) را و ماجراهایی که بر آن رفت را کسی از شما می شناسد و می داند؟ آری به همین سادگی است برای ربودن سرزمین مان کافی است که مردمان هر یک خود را از دیگری جدا بدانند. آن جاست که بی تفاوتی آیین می شود و بی غیرتی کالای بازار و دزدان نوامیس ودارایی های ما، در نهایت کلیددار امن خانه های سرزمینمان خواهند گردید!!!؟؟ زدشمن چشم بهی داشتن بود خاک در دیده انباشتن هم تباران پارسم( لر)، شما آریایی نژادان پاک نهادی هستید که تا بوده سرباز سرفراز این خاک پرگهر بوده وهمچنان مانا وپایدار در راه ایران خواهید بود. مبادا فراموشمان شود که ما فرزندان راستین این آب وخاک در درازای تاریخ همواره دوشادوش دیگر اقوام هم میهنمان در برابر تمامی یورش ها وچپاول های بیگانه گان این مرزو بوم اهورایی ایستاده وهمواره خواهیم ایستاد. ایران خانه ماست مبادا که ویران شود..... چوایران مباشد تن من مباد .... مبادا که فراموشمان شود ما فرزندان راستین فردوسی بزرگ ، میراث داران ایران و پیروان اندیشه ی آن راد مرد سترگیم، اندیشه من از بیان این واقعیت پیرامون ایجاد تفرقه وجدایی در میان خانواده برومند و بزرگ لر نبوده بلکه به یگانگی و یکپارچگی ملت بزرگ ایران می اندیشم ؛ آنچه که دشمنان این سرزمین برای جلوگیری از آن از دیرباز چه آزمندی ها و دسیسه ها که بکارنبرده اند؛ عزیزانم من نه تنها مردم لر را از بختیاری جدا نمی دانم بلکه بختیاری را فدایی لر می دانم. اما آیا می دانید همین واژه ی (لر) سبب گردید دزدان هویتِ سرزمینم در پاره ای از زمانه ها ما را به نژاد مغول ،سامی ، سربازان اسکندر رومی ،به کوچندگان سوری و .... نسبت دهند. چرا که آنان دانسته می نگارند و ما نادانسته فریاد می زنیم! ( نوشتارکمینگاه دشمن را بخوانید) همتبارانم این ترفندی بسیار کهن است ولی شوربختانه در سرزمین ما بخاطر کم دقتی مردم جامعه بویژه قشر به اصطلاح روشن فکر(نما) ونیزضعف حافظه تاریخی ملت ایران که آن هم به دلیل کم کاری وشاید بتوان گفت نداشتن میلی به بازنگری حقایق تاریخی است و به دلایلی که از کمتر کسی پوشیده نمی باشد، از سوی نهادهای دولتی و مدنی سبب گردیده ترفندهای دشمنان این مردم و سرزمینم همچنان کار ساز عمل کنند. بزرگوارانم آیا سخن معروف عفریته ی بریتانیا در مورد سرزمین های اشغال شده اش را شنیده اید که «خورشید در سرزمین ما غروب نمی کند(اشاره به گستردگی سرزمین های استعمارشده از سوی آنان)». همراهانم نباید فراموشمان گردد که ما فرزندان فردوسی بزرگ از وی پندهای بسیار آموخته ایم ایشان فرمودندکه ما به ایران شهر بیاندیشیم،ایران بزرگی که تمامی اقوام، تیره ها، ادیان و مذاهب، فرهنگ ها و خرده فرهنگ های ایرانی بخش های تشکیل دهنده ی این پیکره ی مانایند و ما پارس ها (لرها) مفتخر و سربلندیم که خود را قلب تپنده ی این پیکره نام نهاده ایم و تا ابد جاری و جاودان پا به پای فرهنگ و تمدن رخشای ایران و ایرانی خواهیم ماند. و اما بزرگواری دیگر نیزدر گزینه نظرها از من درخواست ارایه مدرک تحصیلی را نمودند در اینجا لازم می دانم در پاسخ به گفته ی ایشان بگویم که آیا شما می توانید نام دانشگاهی که بزرگانی همچون آشوزرتشت بزرگ،کوروش بزرگ هخامنشی،کاوه آهنگر، زکریای رازی، ابوریحان بیرونی، خیام نیشابوری،حکیم گران مایه توس فردوسی بزرگ،ابن خلدون ،ابن مقنع، گالیله، سقرات ،فیثاغورس وهزاران فرهیخته دیگر در سراسر گیتی راکه از هنگامه ی پیدایش تاریخ بشریت تا هم اکنون براندیش های پیشین بشری سهم وتاثیربسزایی داشته اندرا نام ببرید؟ من با کمال احترام به پاسخ شما هم اکنون اعلام آمادگی این را می نمایم که می شود نام هزاران ناکس را که با دارا بودن مدارک آنچنانی خود را به جای کَسان جازده در حالی که به قول مثال معروف (هم را، از غم) تشخیص نمی دهند را فاش نمود !کمی خودمانی تر باشیم آیا شما داستان چهل تفنگ پُری که بر الاغی بارشده بود وآن الاغ در بیابانی تنها طعمه گرگی گرسنه شد را تا کنون آیا این نکته را می دانید که بنا به شواهد پرشمار تاریخی همه ی مردان و زنان مهم تاثیر گذار در جهان کسانی نبوده اند که ازدانشگاها وآکادمی های علمی برخواسته اند، بلکه از بتن توده های خردمند مردم بوده وسبب دگرگونی های بزرگی را در جامعه خویش وبرخی اوقات در جهان پیرامون گسترانیده اند. آیا داشتن کمی همت و پشتکار در راستای پژوهش چیستی خویش با وجود این همه نشانه های بارز فرهنگی وتمدنی بجای مانده از میراث نیاکانمان، مانند نشانه های چگونگی پوشش، رسم نوشتار وگویش، مکانهای فرهنگی مذهبی بجای مانده از پیشینیان به منظور برپایی آیین های بی مانندشان (یکتا پرستی) در سراسر گیتی واز همه مهم تر تلفن، تلویزیون، ماهواره و اینترنت، که به راحتی می توان دانستنی هایمان را با جهان علم و واقعیات پژوهشی مطابقت نماییم را متوجه اید؟ آری این حقایق جاری ازآن روکنار هم قرار گرفته اند که ما بتوانیم هرچه بهتر به حقایق وجودی خویش پی ببریم چرا که امروزه توجه به ضرورت داشتن تمدن و فرهنگ دیرینه برای پیشرفت جامعه بشری یک اصل مهم قلمداد می شود، بنا به فرموده بزرگواری ما تا بومی فکر نکنیم نمی توانیم به درستی به جهانی بودنمان جامه عمل بپوشانیم. نشانه بارزاین واکنش جهانی را می توان درنزد ملل پیشرفته بخوبی مشاهده نمود،که از جمله هالیود کارخانه هویت سازی بریتانیا در سرزمین اشغال شده مان "دارین" ( آمریکای کنونی) (به این نوشته نگاه کنید: هخامنشیان کاشف قاره آمریکا،دکتر جهانگیر مظهری) یکی از هزاران مورد ربایش وجعل سازی فرهنگی وتمدنی توسط دولت های اشغالگر و زورگو می باشد، دولت بریتانیا در این نقطه از خاک سرزمین ایران بزرگ برجای مانده از دوره هخامنشیان، با هزینه های میلیاردی سعی بر تحریف تاریخ بومیان آریایی نژاد آن سرزمین کهن را داشته با استعمار و کشتار مردم آن دیار بنا به شواهد پرشمار تاریخی پس از غلبه بر آن سرزمین خود را مالک آنجا دانسته و هم اکنون نیز بر این باور است .اما تاریخ را می توان در پاره ای از زمان بنا به مواردی کم رنگ جلوه داد اما هرگز نمی توان آن را برای همیشه نیست و نابود کرد آن هم تاریخ سرزمینی کهن با نشانه های بسیار بارز فرهنگی ، مردمانی که ز ِسر تا به بُن آغشته به انسانیت و نیک سرشتی بوده اند ، مردمانی از نژاد آریا و دست پرورده ی آموزگاری خردگرا وزیبنده به «گفتار ،پندار و کردارنیک » همراهانم شاید برشمردن این موارد برای برخی از شما تازگی داشته باشد اما با کمی ژرف اندیشی به گذشته تاریخ سرزمین ایران بزرگ حقایقی تلخ قلب هر آریایی نژاد پاک نهادی را خواهد آزرد. آیا می دانید در گذشته ای نه چندان دور در 200سال گذشته بخش های بزرگی از خاکمان چگونه از میهنمان، ایران بزرگ جداشد؟ بیاید باهم برشمریم زخمهای چرکین و یادمان های شوم گذشته مان را شاید که درس عبرتی شود برای جلوگیری از خود زنی های آینده... بخش های جداشده از مادر میهن توسط استعمار انگلستان:هند، افغانستان، پاکستان، بلوچستان، دارین، عراق، بحرین، تمامی شیخ نشینان کرانه های جنوبی شاخاب پارس. بخش های جداشده از مادر میهن توسط استعمار روسیه تزاری :ترکمنستان، قرقیزستان، قزاقستان، ارمنستان، گرجستان، تاجیکستان، مغولستان، قفقاز. آری هم تبار بزرگوارم ما میراث داران نیاکان پارسمان می باشیم ،شیرزنان و رادمردانی که در راه سرفرازی این خاک همیشه مانا، دوشادوش سایر اقوام و ادیان میهن پرست ایرانی چوبه های دار را بادارایی های دنیوی وپاکی نام را با نان آغشته به ذلت و پلشتی معاوضه نکرده و لحظه ای را بدور از اندیشه پاسداری از این خاک اهورایی به سر نبرده و یاد و نشانه های انسانیشان همچنان در چهار گوشه ی جهان به چشم می خورد. تاریخ وگذشته هر ملت شناسنامه آن ملت است وتنها راه فروپاشی یک سرزمین یک پارچه از بین بردن تمدن وفرهنگ جاری بین مردمان آن سرزمین است ،عملی ددمنشانه که تا کنون بیگانگان زشت خو، این دزدان فرهنگ وتمدن ِخردگرای بشری با بکار بردن همین ترفندهای به ظاهر ساده به امیال شوم خود رسیده وهم اکنون نیز به دنبال تمام کردن ماجرا و سیطره ی یک پارچه بر مردم و سرزمین ایران مرکزی اند وهر چند گاهی افرادی دانسته ویا نادانسته از روی ناآگاهی دستی در آتش فتنه وتجزیه وجنگ وخون ریزی ملت ایران را دارند اما زهی خیال باطل که (کُهِستونِ بلندِ (لر) بَختیاری دَمونی بی پلنگو شیر نیبو) اما نتیجه این سخنان: جناب آقای خدایی، شما آموزگاری هستید که آینده برخی از فرزندان ما هم اکنون در آموزشهای جناب عالی رقم خواهد خورد! طرح سخن اینجانب به اصطلاح "نیازی به نظریات خیام،ذکریای رازی، فیثاغورث ،انیشتن،وسایر دانشمندان پیشین راندارد"، چرا که شواهد ونشانه های پیرامونمان آنچنان هویداست که تنها من بادیده کنکاش گرانه به آنها پرداخته وسخنانی که در پیرامونم بیان می گردد را فقط باگوش نیوشنده ی خویش شنونده بودم به همین سادگی. "هر چند که هرچه بدانم باز هم دانستنی های بسیاری وجود دارد اما دست کم فهم ودرک اجتماعی یک انسان بر آن است که خود را بهتر بشناسد وبه ریشه وهویت حقیقی خویش کار آموزه تر واساسی تر پی ببرد. هر چند که این عمل نیز کار سختی نمی باشد ومی توان اینگونه قلمداد نمود که این چنین عملی بیشتر به یک وظیفه نزدیک است تا یک حق فردی. حال از جنابعالی این پرسش را دارم جرم من چیست که در هیچ کدام از متون ونشانه های پر شمار به جای مانده از تاریخ سرزمینم ایران تا قبل از یورش تازیان هیچ گونه نشانه ای، منطقه ای، سازه ای ، نامی، وحتی کلمه ای به نام (لر) وجود ندارد؟ چرا با ایراد این حقیقت، اینگونه مرا گناه کار وجدای خواه از مردم خود و آنچنان و اینچنانم پنداشتید!؟ آیا خردمندانه تر نبود که بجای این هلهله و بلوا و رگ گردن بیرون انداختن ها و ابرازتاسف های آنچنانی نا آگاهان،خود شما ویا یکی دیگر از منتقدان مطلب ، برمن منت می نهادید و با ارائه ادله ای آشکار و یا هر سخن خردمندانه دیگری مرا از این به اصطلاح کژ اندیشی، جهل ونادانی ومواجب گیری بی بها وتفرقه افکنی رهایم سازید؟(تهمت هایی که از سوی این عزیزان به من وارد شده است) شما را به خدایتان سوگند می دهم مرا بخاطر نادانی و جهلی که به گفته شمادر آن غوطه ور گردیده ام اینگونه مورد تهاجم قرار ندهید. زدن تهمت وعامل نفاق و اطلاق صفت خود فروشی به من ظلمی گران است ،من تشنه ی دانستنم همین وبس،من همواره دست بوس دانایان سخاوت مندی هستم که چنانچه سخنان من به پوچی گرویده اند مرا به نیکی رهنمون نمایند. واما سخن آخر جناب آقای خدایی فرق است بین آنهایی که از سر نادانی کرداری پیشه می نمایند با آنانی که پندارشان خیانت گونه است،دوست من گاه آن فرا رسیده است که شما با خودتان رو راست باشید چرا که همه خردمندان قوممان من و شما را با بررسی اعمالمان از دیر باز زیر نظرگرفته اند و برخی بر واقعیت هایی واقف گردیده اند، دیری نخواهد انجامید که همگان بر آنچه در اندیشه ما می گذرد دست یابند اما آن چه بیشتر نمایان است تفکر کژ اندیش وبیمار گونه تجزیه طلبانه شما و هم اندیشان کم خردتان در این سرزمین اهورایی است. این را بدانید و آگاه باشید که نابخردی شما راه به جای نخواهد برد چراکه تاریخ وگذشته ما پر از چنین افرادی با اندیشه های بیمارگونه است ، از آنجایی که جنابعالی به ظاهر هم تبار بنده هستید و به عنوان یک هم نوع وظیفه خود می دانم شما را به راه خردمندی رهنمون سازم از این رو هم اکنون با کمال احترام به شما می گویم که این شما هستید که باید به چند پرسش اینجانب پاسخ سریع وصحیح را اعلام دارید: 1- هدف جنابعالی از نوشتن واژه( لور) به جای لُردر عنوان سایت تان چیست؟ همانگونه که همگان آگاهند ایادی بیگانه این سرزمین، گروهک های تجزیه طلب که دیریست با ترفندهای گوناگون قصد رخنه کردن در درون افکار مردم ساده ایلات واقوام با اصالت برای ازهم گسستگی ملت یک پارچه ایران رادارنداز عناوین خاصی همچون واژه بی ریشه "کورد" به جای "کُرد" ؛ "تورک" به جای "تُرک" و "خلق عرب احواز" بجای "اعراب ایرانی نژاد" استفاده می نمایند پاسخ شما در رابطه با این مورد چیست؟ 2-همانگونه که برهمگان آشکار است سرزمین ایران بزرگ متشکل ازاقوام، تیره ها،ادیان، فرهنگ ها وخرده فرهنگ های گوناگونی می باشد که در طول تاریخ کهن خویش این ملت واحد بامسالمت وسخاوت مثال زدنی در کنار هم زیسته اند ودر همه ناملایمات وشادی های گروهی همراه و همدوش و یارو یاور یکدیگر بوده وهمچنان خواهند بود. این ملت پارسی گو همانگونه که اشاره شده هر یک دارای فرهنگ و گویش محلی ویژه خویش است نه تنها در دولت جمهوری اسلامی بلکه هیچ دولت دیگری به جز در دوره ی چیرگی اعراب و ترکان بیگانه هیچ گونه محدودیتی در راستای حفظ زبان مادری هیچ یک از اقوام و قبیله ها را ایجاد ننموده اند،پافشاری شمادر کنار گروهکهای تجزیه طلب برای مجزا بودن آموزش زبان مادری در مدارس جدا گانه به چه منظوری است؟ آیا گسترش فرهنگ بومی وزبان مادری در کانون خانوادهایمان همچون قرنهای متمادی گذشته چه ایرادی دارد که بدین منظور باعث شویم که به حق سایر ادیان و اقوام دیگر بی احترامی شده ویا کاملا نادیده گرفته شوند. برای مثال در استان خوزستان که متشکل از بسیاری از اقوام وادیان گوناگون می باشد، چگونه باید برای هر یک از اینان اولویت زبانی و تحصیلات علمی وفرهنگی را فراهم نمود ،آیا شما به این موضوع اندیشیده اید که برای مثال یک هم وطن عرب زبان خوزستانی با زبان مادری خویش اگر برای کار در کارخانه ی سیمان شهرستان "دُرود در استان لرستان" مشغول به کارشد وضعیت تدریس و تکلیف تربیت فرزندانش از نظر علمی چگونه خواهد بود و یا بلعکس اگر یک چنین شرایطی برای همتبار لرمان پیش بیاید چه باید کرد؟ 3- جنابعالی ریشه نژادی خود را با ارائه ادله تاریخی به کدام نژاد وابسته می دانید که این گونه ریشه نژادی لر را از پارس جدا کرده وکلمه پارس راهم به صورت اصولی بکار نبرده آن را فارس می نگارید. گو این که جنابعالی متوجه این مورد نمی باشید که اعراب بخاطر نداشتن حرف (پ) درحروف نوشتاریشان از حرف (ف) استفاده نموده از این روی است که پارس را فارس می نگارند. 4- همانگونه که می دانید من در سایت کانون فرهنگی پارس های(لر) بختیاری ایران بان در گزینه اهداف کانون شرح کامل دلایل راه اندازی این سایت و برنامه های پیش رو را تا ده سال آینده به طور کامل ترسیم کرده ودر2عدد سی دی تصویری برای شما ارسال نمودم، شرح کامل این اهداف را به خوبی بیان نموده ام. آیا می توانم بدین وسیله این توضیح را از شما داشته باشم که جنابعالی هدفتان از را اندازی سایت (لور) و گرفتن این چنین مواضعی برای رسیدن به چه مقاصدی است؟ 5- شما در مطالب تان خطاب به اینجانب فرموده اید تصورتان در مورد راه اندازی سایت مذکوراین گونه بوده است که من می بایست فقط به مسائل مربوط به قوم لر بپردازم، چرا شما این حق را برای من قائل نمی شوید که من قبل از این که یک لر بختیاری باشم یک ایرانی هستم واین حق را دارم که به تمام اقوام وادیان ایرانی احترام نهاده وبه تفکر فرهنگ و تمدن سایرین نیز ارج بنهم. آیا تاکنون شما به کلمه همگرایی یا واگرایی اندیشیده اید؟ 6- چندی پیش جنابعالی از من دعوتی به عمل آوردید که با عنوان زبان مادری هم گرایی های با جنابعالی داشته باشم پس از مذاکرات پیرامون موضوع و اشاره ام به میراث فرهنگی جنابعالی نظری مخالف نظر من در راستای پاسداری ازهویت ایران و ایرانی داشتید آیا همچنان بر این باورید؟ در پایان آرزوی بهروزی و پیروزی روز افزون را برای تمام هم میهنان گرانقدرم از خداوند بزرگ ایران داشته و همگان را به خردگرایی فرا می خوانم و امیدوارم آنانی که هوادار اندیشه جنابعالی اند (خدا بنسون سَر رَهِ خیر). برافراشته باد پرچم فرهنگ وتمدن آریایی نژادان راستین برسراسرسرزمین ایران بزرگ. ایدون باد کانون فرهنگی پارسهای(لر) بختیاری ایرانبان ایرانبان بهرام آبتین |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 19:47 توسط ابوالفضل عابدینی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
پاینده ایران
ایران !ایران!ایران!ای کشور آریان نامت بجاست ومهرت در دل ما .بدبخت تر از خائن تو اهریمنی نیست.خوشبخت تر از سرباز تو شهید تو کیست ؟! شادباد.شادباد.شادباد ای شهیدان راه ایران که به قرنها در دل دشت ها.کوه ها ودریاهای میهن به خون خود کفن پوشیده وخفته اید .نام شما ویاد شما. افتخار ماست ودرس زندگی ما . کیست که برترین آرزوی خود را شهادت در راه ایران می داند؟ ((...ما)) آرمان خواه داند که فدای آیین گشتن تنها آرزوست. (شهید را ه وطن دکتر محمد رضا عاملی تهرانی ) نهضت پان ایرانیسم شصت ودو سال است مبارزه در راه وحدت وبزرگی ایرانزمین را آغاز کرده است . مکتب پان ایرانیسم به صورت جلوه تشکیلاتی نهضت پان ایرانیسم از پانزدهم شهریور ماه ۱۳۲۳بنیان گذاری وتا پایان شهریور ماه ۱۳۳۰ به کوشش ادامه داد. حزب پان ایرانیست جهت پرورش نیروهای اداره کننده کشور از دیماه سال ۱۳۳۰بر بنیاد مکتب پان ایرانیسم شکل گرفت . این وبلاگ شما شما را با فشرده ای از گذشته و مبارزات حزب پان ایرانیست آشنا می سازد. باشد که در راه ایرانی بزرگ وآباد وآزاد با نظامی شایسته ملت بزرگ ایران وحکومتی پان ایرانیست وآرامان خواه دست در دست یکدیگر بگذاریم . |
| بخش شخصی |
|
مصاحبه ها تصاویر متنی |
|
RSS
|