پيامي ديگر از محسن پزشكپور(پندار)
اكنون عبدالله اوجالان چونان تجلي روان زخم خورده ولي مقاوم و سرسخت تيره بزرگ آرياي و ايراني كرد، برابر همه توطئه هاي استعمارگران جهاني و دست آموزان آنها، دست و پاي در زنجير، برپاي ايستاده است. داستان ((اوجالان)) از آغاز نبردهاي مسلحانه او (سال 1984) تاكنون در تركيه كه چونان لانه جغد شوم استعمار و پناهگاه همه توطئه هاي ضد انساني در اين منطقه از جهان مي باشد، حماسه بزرگ مقاومت، شجاعت و جوشش هم پيوندا كرد را تجسم بخشيده است. از سال 1920 ميلاديف پس از جنگ جهاني اول بدين سوي، كه بر ويرانه هاي نظام سياسي و اجتماعي خلافت عظيم عثماني، دولت تصنعي تركيه را بنيان نهادند، چونان همه سازمان هاي فريب خورده اين منطقه از جهان، داس مرگبار قتل عام ها و ارتكاب جنايت هاي ضد انساني سياست هاي استعمارگر بكار افتاد. تركيه بگونه زندان خوفناك و مرگبار براي ميليونها شيعيان علوي و بيش از ده ميليون كرد مقيم آن سامان شكل گرفت. در راس اين ساختار استعماري و ماشين هولناك قتل عام هاي انسان هاي اسير و زنجير شده در آن، مصطفي كمال فراماسونر(آتاترك) به اتفاق ديگر ياوران او قرار گرفتند. پيش از آن ميان ساله هاي 1917 و 1918 نزديك به دو ميليون ارامنه آن را سامان را قتل عام كردند. سپس در مورد ساير ساكنان آن ديار،شيعيان علوي و كردها را به زنجير اسارت در مسلخ گاهي كه از آن به عنوان حكومت تركيه گرفته تا ميان رودان(كه عراقش ناميدند) و تا سوريه و ديگر مناطق،ادامه داشت يعني: قتل عام كردها و شيعيان.
در كشاكش جنگ جهاني دوم، در سرزمين مادر "ايران زمين" تاريخ خروشيد و با "قيام پان ايرانيسم" طلسم استعمار در هم شكسته شد، فرياد "پان ايرانيسم" در مورد مناطقي چون تركيه اين بود كه:"ترك هاي كوهستاني"؟؟! كه با آنان چون حيوانات رفتار مي شد، همان كردهاي با فرهنگ و فرزندان صلاح الدين ايوبي مي باشند، كه براي نخستين بار در جنگ هاي صليبي عظيم ترين تجاوزهاي نظامي استعمارگران غرب را در اين منطقه از جهان درهم كوبيد. نبرد پان ايرانيسم براي گسستن زنجيرهاي اسارت از اين اقوام و تيره هاي به هم پيوسته ادامه يافت. در سوم دي ماه 1343(24 دسامبر 1964) به عنوان نخستين سرباز و مسئول نهضت پان ايرانيسم و حزب پان ايرانيستف نخستين نامه را به ((اوتانت)) دبيركل وقت سازمان ملل ارسال داشتم كه طي آن از حقوق حقه و تضييع شده كردهاي منطقه سخن به ميان آمد. بدين سان، جنبش در سطح وسيع و جهاني گسترش يافت. اكنون صداي حق طلب و سرسخت ""عبدالله اوجالان" نيز در جهان ستم زده طنين انداخته شده است. براستي مي توان گفت:"اوجالان" از فرزندان سلف صلاح الدين ايوبي و ادامه دهنده مبارزات ضد استعماري و آزادگي بخش همه نبردجويان و پيش گامان جامعه بزرگ و به هم پيوسته ايراني است.
تاريخ سياست هاي استعماري از آغاز تاكنون، چنين توطئه هماهنگ همه جهان استعمارگر و دست آموزان آنان را عليه يك "انسان مبارز" بدينسان به خاطر ندارد. از صهيونيسم بين الملل گرفته تا موساد، از يونان گرفته تا كنيا استعمارزده،از آلمان گرفته تا روسيه استعماري، از سوريه گرفته تا ديگر قدرت هاي منطقه، همه و همه، براي دستگيري و به زندان فرستادن يك تن انسان مبارز و ضد استعمار، بيعت كردند و به تلاش افتادند. آيا جز اين است كه "اوجالان" تني تنها است ولي روان و انديشه هاي مردم ستم كشيده اين منطقه، از كردها تا بلوچه و خوزستاني و ارمني و گرجستاني و تركمني و غيره مي باشد؟!
من، محسن پزشكپور(پندار) چهره مصمم و عزم پولادين و انديشه ضد استعمار اين مرد را ستايش مي كنم، از "قلب ايران زمين" دست ياري به سوي مبارزاني چون او به پيش مي آوردم. راه اوجالان راه صلاح الدين ايوبي است. همه آزادگان و مبارزان ضد استعمار مي بايد در راهي هم سو قرار گيرند تا توطئه هاي استعماري را در هم كوبند. چنين مي انگارم كه هرگز اوجالان تنها نيست و خروش او خروش تاريخ است و فرياد او فرياد همه ستم كشيدگان اين منطقه از جهان. اميد آنكه پويندگان اين طريق همچنان عزمي جزم داشته باشد و طريقي انحراف ناپذير را طي كنند.
پاينده ايران
رهبر نهضت پان ايرانيسم
محسن پزشكپور(پندار)
سال 1377